در آنجا خبر برادر زاده خود بشنيد و عزمش سست شد ] .
[ على بن عمران پس از اين واقعه به طمع استيلا بر اصفهان و اموال و اولاد علاء الدوله به آنجا لشكر برد . ولى نوميد بازگشت ، در راه با علاء الدوله و فرهاد بن مرداويج روبرو شد ، پس از نبردى از آن دو شكست خورد . همهء اسيران ، جز ابو منصور برادرزادهء علاء الدين را كه نزد تاش فراش فرستاده بود ، از بند او آزاد شدند . على بن عمران گريزان در كرج به تاش فراش پيوست . على بن عمران و تاش فراش بار ديگر از دو سو بر علاء الدوله و فرهاد تاختند . اين بار علاء الدوله و فرهاد منهزم گرديدند . علاء الدوله به اصفهان رفت و فرهاد به دژ سليموه پناه برد ] .
[ در سال 424 سلطان مسعود مجبور شد به هند بازگردد زيرا يكى از نايبان او در هند عصيان كرده بود ، پس نزد علاء الدولة بن كاكويه كس فرستاد ] و او را با تعهد مبلغى كه به گردن گرفت در اصفهان نهاد . همچنين [ منوچهر بن ] قابوس بن وشمگير را در برابر مالى كه هر ساله بپردازد در جرجان و طبرستان مستقر گردانيد و امارت رى را به ابو سهل حمدونى داد .
در همين سال سلطان مسعود ، تاش فراش فرمانرواى خراسان را فرمان داد به طلب شهريوش [ 1 ] پسر ولكين صاحب ساوه رود . او راهها را ناامن كرده بود و متعرض قوافل حاجيان مىشد . شهريوش در اين ايام ، پس از مرگ محمود ، لشكرى گرد آورده به محاصره رى رفته بود . تاش فراش لشكر از پى او فرستاد و او را در يكى از قلاع قم به محاصره گرفت و اسيرش نمود و فرمان داد بر باروى ساوه بر دارش كنند .
[ در سال 425 ] علاء الدولة بن كاكويه و فرهاد بن مرداويج لشكرى بسيج كرده به قصد قتال با لشكر مسعود كه به سردارى ابو سهل حمدونى از خراسان بيرون آمده بود آمادهء كارزار شدند . در اين نبرد فرهاد بن مرداويج كشته شد و علاء الدوله به كوههاى ميان اصفهان و گلپايگان ( جرباذقان [ 2 ] ) پناه جست و از آنجا به ايذج رفت . ايذج از آن ابو كاليجار بود .
ابو سهل بر اصفهان غلبه يافت و خزاين علاء الدوله را به غارت برد و نيز كتابهاى او را به غزنه حمل كرد و اين كتابها در غزنه بود تا آنگاه كه حسين بن حسين غورى آنها را به آتش كشيد .
در سال 427 علاء الدوله لشكر بياورد و ابو سهل حمدونى را در اصفهان محاصره نمود ولى تركانى كه در لشكرش بودند با او غدر كردند و او به بروجرد [ 3 ] رفت و از بروجرد به طارم [ 4 ] شد ولى ابن سالار از بيم سلطان مسعود او را نپذيرفت .
در سال 429 طغرلبك بر خراسان مستولى شد و سلطان مسعود در سال 430 - چنان كه گفتيم و باز خواهيم گفت - آن را باز پس گرفت .
هامش
[ ( 1 ) ] متن : شهربوس
[ ( 2 ) ] متن : جرجان
[ ( 3 ) ] متن : يزدجرد
[ ( 4 ) ] متن : طرم .