تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 707

مساهمون:

ص٧٠٧
و طبرستان مستولى گرديد . در همان هنگام كه طغرلبك بر خراسان مستولى شده بود ، ابراهيم ينال ، برادر مادرى او ، لشكريان سلجوقى را به رى آورد و بر آن مستولى شد . سپس به بروجرد لشكر برد و پس از تسخير بروجرد آهنگ همدان كرد . اين نبرد در سال 434 اتفاق افتاد . ابو حرب گرشاسب پسر علاء الدوله در همدان بود و از همدان به شاپور خواست رفت . ابراهيم ينال خواست به همدان داخل شود و مردم را به اطاعت خود خواند ، مردم همدان گفتند بدان شرط در اطاعت او خواهند آمد كه بر سپاه گرشاسب غلبه يابد تا ياراى بازگشتنش نباشد . پس ابراهيم از پى گرشاسب رفت . گرشاسب در شاپور خواست تحصن كرده بود . ابراهيم آن بلاد تصرف كرد و تاراج نمود و گرشاسب همچنان در قلعه بود . ابراهيم با اموالى كه به غارت تصرف كرد و تاراج نمود و گرشاسب همچنان در قلعه بود . ابراهيم با اموالى كه به غارت برده بود به رى بازگشت . ديد كه طغرلبك به رى آمده است . چون ابراهيم ينال و غزان از شاپور خواست و همدان بيرون رفتند ، گرشاسب به همدان بازگشت و در آنجا ببود تا طغرلبك به رى رسيد . آنگاه ابراهيم ينال چنان كه خواهيم گفت به همدان لشكر برد . ابراهيم ينال چون رى را به برادر تسليم كرد راهى سيستان شد . [ طغرلبك نيز قلعهء طبرك را از مجد الدوله بويه‌اى بگرفت . ] طغرل فرمان داد تا آنچه در رى ويرانى پديد آمده بود همه را آبادان سازند . در دار الاماره زينهايى ديد همه از طلا و مرصع به جواهر و كوزه‌هايى مسين مملو از گوهرها و ذخايرى ديگر جز اينها و اموالى بى حساب . طغرل قلعهء طبرك را از مجد الدوله بستد و مجد الدوله را نزد خود به احترام تمام نگاه داشت . همچنين قزوين را بگرفت . فرمانرواى قزوين با پرداخت هشتاد هزار دينار با او مصالحه كرد و در طاعت او در آمد . آنگاه طغرل نزد كوكتاش [ 1 ] و بوقا [ 2 ] ، از غزان عراقى كه پيش از او بدان سوى آمده بودند رسول فرستاد و آنان را از نواحى زنجان فرا خواند . آنان بترسيدند و از او بگريختند . آنگاه نزد پادشاه ديلم كس فرستاد و او را به اطاعت خويش فراخواند و از او طلب مال كرد . او نيز اجابت كرد و اموالى بفرستاد . پس سالار فرمانرواى طارم را به اطاعت فراخواند ، او نيز اجابت كرد و دويست هزار دينار براى او بفرستاد و هر ساله مالى به گردن گرفت . طغرل از رى آهنگ اصفهان نمود . فرامرز پسر علاء الدوله با پرداخت مالى او را خشنود نمود . طغرل از آنجا بازگشت و به همدان رفت و آنجا را كه از آن گرشاسب پسر علاء الدوله بود بگرفت . گرشاسب در رى به نزد او رفته و اظهار اطاعت كرده بود . اينك با او راهى ابهر و زنجان شده بود . طغرل ابهر و زنجان را نيز تصرف كرد . ياران گرشاسب پس از آنكه همدان به دست طغرل افتاد از گرد او پراكنده شدند . طغرل خواستار تسخير قلعهء كنگور [ 3 ] بود . نزد نگهبانان قلعه كس فرستاد تا فرود آيند
هامش
[ ( 1 ) ] متن : كركتاش [ ( 2 ) ] متن : موقا [ ( 3 ) ] متن : كشكور .