وفات علاء الدوله ابو جعفر بن كاكويه
علاء الدوله ابو جعفر بن دشمنزيار [ 1 ] ، معروف به ابن كاكويه در محرم سال 433 بدرود زندگى گفت . در آن روزگار كه سلطان مسعود بن محمود بن سبكتكين كه سرگرم فتنهء طغرلبك بود به اصفهان آمد و آنجا را در تصرف آورد .
چون علاء الدوله ديده از جهان فرو بست پسر بزرگش ظهير الدين ابو منصور فرامرز [ 2 ] در اصفهان به جاى او نشست و پسر ديگرش ابو كاليجار ( ابو حرب ) گرشاسب [ 3 ] به نهاوند رفت و آنجا را در ضبط آورد و همهء اعمال جبل را در تصرف گرفت .
ابو منصور فرامرز نزد نگهبان قلعهء نطنز [ 4 ] ، كه ذخاير پدرش در آن بود كس فرستاد ولى او عصيان آشكار كرد و در آن قلعه تحصن گزيد . ابو منصور به محاصرهء آن قلعه رفت و برادرش ابو حرب نيز با او بود . اما ابو حرب به نگهبان قلعه پيوست و ابو منصور فرامرز به ناچار به اصفهان بازگشت .
ابو حرب گرشاسب از تركان سلجوقى كه در رى بودند يارى طلبيد . جماعتى از ايشان به قاجان [ 5 ] رفتند ، آنجا را تاراج كردند و به ابو حرب تسليم نمودند . ابو منصور لشكر فرستاد تا شهر تاراج شده را بازپس گيرد ولى ابو حرب سپاهى از كردان گرد آورد و برادر را منهزم نمود .
ابو منصور بار ديگر قلعه را در محاصره گرفت . اين بار ابو حرب گرشاسب شب هنگام بگريخت و نزد ملك ابو كاليجار پادشاه فارس و عراق رفت و از او در برابر برادر خويش يارى خواست [ و تصرف اصفهان را در چشم او بياراست . ملك ابو كاليجار لشكر به اصفهان برد و آنجا را در محاصره گرفت ] ميان دو گروه چند بار نبرد افتاد . عاقبت چنان مصالحه كردند كه ابو منصور در اصفهان بماند و مالى به ملك ابو كاليجار بپردازد . ابو حرب به قلعهء نطنز بازگشت و آنجا را محاصره كرد و نزد برادر كس فرستاد كه با او مصالحه كند و چنان مصالحه كردند كه برادرش بعضى از چيزهايى را كه در قلعه است به دو دهد و او را به حال خود گذارد . بر اين مصالحه اتفاق كردند .
آنگاه ابراهيم ينال به رى لشكر راند و از ابو منصور فرامرز خواستار صلح شد ولى ابو - منصور اجابت ننمود . ابو منصور فرامرز به همدان و بروجرد لشكر برد و آن دو شهر را بگرفت .
كيا ابو الفتح حسن بن عبد اللّه كوشيد تا ميان دو برادر عقد اتحاد بندد . پس بر منبرهاى بلاد گرشاسب به نام فرامرز خطبه خواندند و فرامرز همدان را به اقطاع گرشاسب داد .
در اين احوال طغرلبك برخى بلاد سلطان مسعود را متصرف شد و بر خوارزم و جرجان
هامش
[ ( 1 ) ] متن : شهربان
[ ( 2 ) ] متن : قرامرد
[ ( 3 ) ] متن : كرساسف
[ ( 4 ) ] متن : نظيرا .
[ ( 5 ) ] متن : جرجان .