و بر سر آنان حمله آورد . پسران ناصر الدوله بگريختند و معز الدوله بر اموال و بنهء ايشان دست يافت و لشكريانش در خيمههاى ايشان جاى گرفتند . در همان حال كه لشكريان معز الدوله سرگرم تاراج بودند پسران ناصر الدوله بازگشتند و بر آنان زدند و خلق كثيرى را كشتند و خود در سنجار جاى گرفتند . معز الدوله به نصيبين رفت و ناصر الدوله از آنجا به ميافارقين . جمعى از ياران او به معز الدوله تسليم شدند . ناصر الدوله نزد برادر خود سيف الدوله به حلب رفت . سيف الدوله در اكرام و خدمت او مبالغه كرد و با پرداخت سه هزار هزار ( سه ميليون ) دينار ميان او و معز الدوله پيشنهاد صلح داد . معز الدوله بپذيرفت و ماجرا به پايان آمد . در ماه محرم سال 348 معز الدوله به عراق بازگرديد .
وليعهدى بختيار پسر معز الدوله
در سال 350 [ 1 ] معز الدوله دچار بيمارى شد چنان كه بر جان خويش بترسيد و قصد آن كرد كه پسرش بختيار را به ولايت عهدى برگزيند و زمام امور را به دست او دهد و اموال و خزاين را به دو سپارد . همچنين ميان حاجب سبكتكين و وزير مهلبى خصومتى پديد آمده بود .
معز الدوله آن خصومت مرتفع ساخت و در باب پسرش بختيار به آن دو سفارش كرد .
معز الدوله پس از انجام اين امور آهنگ اهواز كرد . مىخواست از هواى بد و ناسازگار بغداد بگريزد . چون به كلواذا رسيد اصحاب او به نزدش آمدند و از انتقال دار الملك ناخشنودى نمودند و از او خواهش كردند كه به بغداد بازگردد . و گفتند در نقطهاى از ارتفاعات كه هوايش لطيف باشد خانههايى خواهند ساخت تا در آنجا اقامت كنند . معز الدوله اين رأى بپسنديد و فرمان ساختند آن كاخها را داد و هزار هزار دينار در بناى آن هزينه كرد و تا آن مبلغ به دست آيد جماعتى از اصحاب خود را مصادره نمود .
استيلاى ركن الدوله بر طبرستان و جرجان
در سال 351 ركن الدوله به طبرستان لشكر كشيد . وشمگير در طبرستان بود . ركن الدوله او را در سارى محاصره كرد و سارى را بگرفت . وشمگير به جرجان رفت و طبرستان را رها كرد .
ركن الدوله طبرستان را بگرفت و امور آن را اصلاح كرد سپس به جرجان رفت . وشمگير از جرجان بگريخت و ركن الدوله بر جرجان مستولى گرديد . سههزار مرد جنگى از لشكريان وشمگير از او امان خواستند و تسليم شدند . اين امر سبب افزون شدن توان او گرديد و وشمگير ناتوانتر از هر زمان ديگر به بلاد جبل پناه برد .
هامش
[ ( 1 ) ] متن : 305 .