تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 636

مساهمون:

ص٦٣٦
چون روزبهان عصيان كرد وزير ، مهلبى به جنگ او آمد ولى بسيارى از ياران او به روزبهان گرويدند و مهلبى را ياراى هيچ اقدامى نماند . اين خبر به معز الدوله رسيد او نيز لشكر بر سر روزبهان كشيد ولى مردان ديلم از او ببريدند و به روزبهان پيوستند . معز الدوله در پنجم ماه شعبان همان سال خود به قصد نبرد او از بغداد بيرون آمد . چون ناصر الدولة بن حمدان از اين امر آگاه شد پسر خود ابو المرجى [ 1 ] را به قصد تسخير بغداد بفرستاد . خليفه المطيع للّه نيز از بغداد بيرون آمد تا خود را به معز الدوله برساند . معز الدوله حاجب سبكتكين و چند تن ديگر از سرداران را براى دفاع از بغداد بازگردانيد و خود برفت تا به نزديكى اهواز رسيد . مردان ديلم همچنان در حال شورش بودند و آهنگ پيوستن به روزبهان داشتند . تنها اندكى از ديلم كه در زمرهء خواص او بودند و نيز تركان از او پشتيبانى مىكردند . معز الدوله باب عطا بگشود تا ديلم را از تصميمى كه داشتند باز دارد . در آخر ماه رمضان روزبهان جنگ آغاز كرد . شكست خورد و خود به اسارت افتاد . معز الدوله از آنجا به بغداد بازگشت تا ابو المرجى را گوشمال دهد . ابو المرجى در عكبرا بود ولى معز الدوله به دو دست نيافت . زيرا چون خبر شكست روزبهان را شنيده به موصل بازگشته بود . معز الدوله روزبهان را در آب غرق كرد . اما بلكا برادر ديگر روزبهان كه در شيراز خروج كرده بود عضد الدوله را از تختگاه خويش دور كرده بود . ابو الفضل بن العميد لشكر برد و با او نبرد كرد و بر او پيروز گرديد . عضد الدوله به مستقر خويش باز آمد و با شكست بلكا به كلى نام و نشان روزبهان و برادرانش بر افتاد . معز الدوله جماعتى از هواداران او را بگرفت و در بند كرد . در عوض تركان را بركشيد و بر همه مقدم داشت و به ايشان اقطاع داد . تركان نيرومند شدند و دست انداز - بهايشان افزونتر گشت .

استيلاى معز الدوله بر موصل سپس بازگشت او

ناصر الدولة بن حمدان با معز الدوله به پرداخت دويست هزار دينار در هر سال مصالحه كرد . ولى پس از چندى از ارسال مال خوددارى نمود . معز الدوله در اواسط سال 347 عازم نبرد با او شد . ناصر الدوله از موصل به نصيبين رفت و دولتمردان خود را از وكلا و دبيران و كسانى كه در امور مالى دست داشتند با خود ببرد و آنان را در قلعه‌هايى چون قلعهء زعفران و كواشى و غيره جاى داد . و راه آذوقه بر لشكر معز الدوله ببست چنان كه در تنگناى معيشت افتادند . معز الدوله براى تهيهء آذوقه به نصيبين رفت . در راه خبر يافت كه پسران ناصر الدوله ابو المرجى و هبة اللّه با لشكرهاى خود در سنجارند . معز الدوله عازم سنجار شد .
هامش
[ ( 1 ) ] متن : ابو الرجال .