و گفتيم كه او حسن بن فيروزان را بر جرجان امارت داد و وشمگير به خراسان رفت و از امير سامانى يارى طلبيد . منصور بن قراتكين سپهسالار خراسان بيامد و از سوى امير خراسان جرجان را محاصره كرد و بدون رضايت وشمگير با حسن بن فيروزان مصالحه كرد زيرا هم از وشمگير و هم از امير نوح انحراف جسته بود . پس به نيشابور باز گرديد و وشمگير در جرجان ماند و حسن بن فيروزان در زوزن . آنگاه در سال 340 ركن الدوله از رى به طبرستان و جرجان لشكر برد و وشمگير به نيشابور رفت و ركن الدوله بر جرجان استيلا يافت و حسن بن فيروزان و على بن كامه را به نيابت خود در جرجان نهاد و به رى بازگرديد . وشمگير آهنگ نبرد آن دو نمود . حسن بن فيروزان و على بن كامه شكست خوردند و وشمگير آن بلاد را از ركن الدوله بستد . آنگاه به امير نوح سامانى نامه نوشت و از او يارى طلبيد تا در برابر ركن الدوله نيك پايدارى تواند كرد . امير نوح ابو على بن محتاج را فرمان داد كه با سپاهيان خراسان به يارى او رود . ابو على نيز در ماه ربيع الاول سال 342 لشكر آورد و همراه با وشمگير عازم رى شد . ركن الدوله كه ياراى مقاومت در خود نمىديد به يكى از قلاع خود موضع گرفت و با ابو على بن محتاج و سپاه خراسان به نبرد پرداخت و اين نبرد آن سان به درازا كشيد كه سپاه خراسان ملول شد و زمستان هم فرا رسيد . ابو على بن محتاج از ركن الدوله خواستار صلح شد بدان شرط كه ركن الدوله هر سال دويست هزار دينار بپردازد . ركن الدوله بپذيرفت و ابو على بن محتاج به خراسان بازگرديد .
وشمگير به امير نوح نوشت كه ابو على بن محتاج آنچنانكه بايد در نبرد با ركن الدوله اقدام نكرده است بلكه مماطله و اهمال مىكرده . امير نوح بدين سبب بر او خشم گرفت و از خراسان معزولش نمود .
چون ابو على بن محتاج به خراسان بازگرديد ، لشكر بر سر وشمگير برد . وشمگير از او بگريخت و به اسفراين رفت و ركن الدوله بر طبرستان غلبه يافت .
دعوت به آل بويه در خراسان
چون امير نوح ، ابو على بن محتاج را از خراسان عزل كرد ، ابو سعيد بكر بن مالك فرغانى را به جاى او فرستاد . ولى ابو على بن محتاج بر سامانيان عصيان كرد و در نيشابور به نام خود خطبه خواند . امير نوح به حسن بن فيروزان و وشمگير نامه نوشت كه با يك ديگر صلح كنند و عليه مخالفان دولت متحد شوند . چون ابو على از صلح ميان وشمگير و ابو على بن محتاج خبر يافت از نبرد با ايشان منصرف گرديد و از ركن الدوله اجازت خواست كه نزد او رود و در سال 343 به ركن الدوله پيوست . ركن الدوله او را به گرمى پذيرا شد . ابو على بن محتاج از او خواست كه از خليفه برايش فرمان حكومت خراسان را بگيرد . ركن الدوله در اين باب نزد برادر خود معز الدوله به بغداد كس فرستاد . چندى بعد فرمان حكومت خراسان به نام