آمدن سپاهيان نوح بن منصور سامانى به رى و بازگشت از آن
چون ركن الدوله به بلاد فارس رفت ، امير نوح بن منصور سامانى ، منصور بن قراتكين سپهسالار لشكر خود در خراسان را فرمان داد كه به رى رود او نيز در سال 339 لشكر به رى آورد . على بن كامه از سوى ركن الدوله در رى بود . از رى به اصفهان رفت و منصور بن - قراتكين رى را در تصرف آورد و لشكر به بلاد ديگر فرستاد و بلاد جبال را تا قرميسين بگرفت و بر همدان مستولى شد . ركن الدوله از فارس به برادر خود معز الدوله نامه نوشت و از او خواست براى راندن سپاهيان سامانى لشكر بفرستد . او نيز سبكتكين حاجب را با سپاهى گران از ديلم و ديگران بفرستاد ، سبكتكين [ به قرميسين رفت و خراسانيان را در هم شكست و سردارشان را اسير كرد و نزد معز الدوله فرستاد ] . خراسانيان به همدان رفتند . سبكتكين از پى ايشان بتاخت تا آنان را از همدان نيز براند ، و خود به شهر در آمد . چون ركن الدوله به همدان آمد و منصور بن قراتكين راهى اصفهان شد و اصفهان را بگرفت ، ركن الدوله بر مقدمه سبكتكين را به اصفهان فرستاد و خود از پى او برفت . در اين حال جماعتى از تركان كه در لشكر او بودند آشوب بر پا كردند ، ركن الدوله نخست آن فتنه فرونشاند و جمعى از ايشان را بكشت ، باقى راه فرار در پيش گرفتند .
معز الدوله به ابن ابى الشكوك كرد نوشت كه به تعقيب آنان پردازد . ابن ابى الشكوك نيز در پى ايشان برفت ، جمعى را كشت و جمعى را اسير كرد . بعضى نيز كه جان به در برده بودند به موصل رفتند .
ركن الدوله به اصفهان رفت ، منصور بن قراتكين نيز به اصفهان آمد و ميان دو سپاه نبرد در گرفت . هر دو سپاه در تنگناى آذوقه افتادند ولى سپاهيان ديلم بر گرسنگى و سختى معيشت شكيباتر از خراسانيان بودند ، زيرا اينان از بدويت هنوز چندان فاصلهاى نداشتند .
با اين همه اگر ابن عميد او را به پايدارى نخوانده بود و نگفته بود كه دل بر هلاك نهادن براى او شايستهتر از زنده ماندن پس از فرار است ، ركن الدوله از ميدان جنگ گريخته بود .
از ديگر سو سپاهيان منصور بن قراتكين بر او بشوريدند و همهء اموال و بنهء خود را در اصفهان رها كردند و به رى بازگشتند . ركن الدوله همهء اموال و بنهء ايشان را تصرف نمود . اين واقعه در آغاز سال 340 بود . منصور بن قراتكين در ماه ربيع الاول آن سال بمرد و سپاه خراسان به نيشابور بازگرديد .
استيلاى ركن الدوله بار ديگر بر طبرستان و جرجان
پيش از اين از استيلاى ركن الدوله در سال 336 بر طبرستان و جرجان سخن گفتيم