امان خواست بدان شرط كه مازيار را بگيرد و تسليم ايشان كند و خود جاى او را بگيرد .
اين شرط را نيز عبد اللّه بن طاهر بپذيرفت و مهر بر نهاد . پس كوهيار برادر خود مازيار را بگرفت و تسليم كرد . عبد اللّه او را نزد خليفه المعتصم باللّه فرستاد . خليفه او را در بغداد بر دار كرد . در اين هنگام بود كه او از دسيسهء افشين با مازيار آگاه شد و افشين را بگرفت و بكشت . غلامان مازيار كوهيار را فرو گرفتند و به انتقام خون مازيار به قتل رسانيدند و به ديلم گريختند . سپاهيان خليفه همهء فراريان را بگرفتند و بكشتند .
بعضى گويند آنكه بر مازيار غدر كرد پسر عمش بود كه از او كينه بدل داشت زيرا مازيار او را از برخى كوهستانهاى طبرستان عزل كرده بود .
آنگاه كار دولت عباسى پس از المتوكل على اللّه آشفته شد و قدرتش روى به ضعف نهاد . امراى اطراف ، دعوى خود سرى كردند و داعيان علوى در هر ناحيه آشكار شدند . چنان كه در ايام المستعين باللّه حسن بن زيد داعى علوى ، از زيديه در طبرستان دعوت آشكار نمود و ما از آن سخن گفتيم .
حكومت خراسان را محمد بن طاهر بن عبد اللّه بن طاهر بر عهده داشت . محمد عم خود سليمان بن عبد اللّه بن طاهر را امارت طبرستان داد . محمد بن اوس بلخى به نيابت او به خراسان رفت . زمام همه امور سليمان را به دست داشت . محمد بن اوس مردى بد سيرت بود .
به سبب ستمهاى او برخى از عمال سر به شورش برداشتند و ديلميان را نيز كه در همسايگى آنان بودند به شورش دعوت كردند .
محمد بن اوس در ايام صلح به شهرهايشان وارد شده بود و بسيارى را كشته و بسيارى را برده و اسير كرده بود . چون اين شورشگران آنان را به جنگ سليمان بن عبد اللّه و محمد بن اوس دعوت كردند ، به دعوتشان پاسخ مثبت دادند . پس حسن بن زيد را از آنجا كه بود فراخواندند و همه با او بيعت نمودند ، و به آمل لشكر راندند و آن را تصرف كردند . سپس به سارى رفته ، سليمان بن عبد اللّه را منهزم ساختند و شهر را بگرفتند . حسن الداعى بر طبرستان مستولى گرديد . او و برادرش را از آن پس دولتى پديد آمد كه در اخبار ايشان آمده است . اين دولت قريب چهل سال دوام يافت و با قتل محمد بن زيد منقرض گرديد . آنگاه حسن [ بن على ] الاطروش به ديلم داخل شد و آنان را به اسلام دعوت كرد و سيزده سال در ميان ايشان بزيست . پادشاهشان در آن ايام ابن جستان [ 1 ] بن وهسودان [ 2 ] بود . اطروش از آنان عشريه گرفت . پادشاه را از آنجا براند و خلق بسيارى به دست او اسلام آوردند . اطروش در آن سرزمين مسجدها ساخت . آنگاه آنان را بسيج كرده به جنگ برد ، قزوين را بگرفت و چالوس را كه از ثغور مسلمانان بود و نيز آمل را تصرف كرد . آنگاه از آنان خواست كه به تسخير طبرستان روند و طبرستان در آن ايام
هامش
[ ( 1 ) ] متن : ابن حسان
[ ( 2 ) ] متن : وهشودان .