استيلاى يلدوز بر لهاور و كشته شدن او
چون يلدوز در غزنه از مقابل خوارزمشاه گريخت به لهاور رفت . فرمانرواى لهاور يكى از موالى شهاب الدين بود به نام ناصر الدين قباجه كه مولتان و ديبل و اوجه [ 1 ] را نيز تا ساحل دريا در تصرف داشت با سپاهى مركب از پانزده هزار سوار .
يلدوز با هزار و پانصد مرد جنگى و چند فيل به نبرد او آمد . يلدوز نخست منهزم شد و فيلهايش به دست دشمن افتاد . وى بار ديگر حمله آغاز كرد و فيلبانى ، فيلى از آن يلدوز را به سوى علم ناصر الدين راند . اين حمله كارگر آمد ، ناصر الدين قباجه و سپاه او روى به گريز نهادند و يلدوز لهاور را بگرفت .
او از لهاور به سوى هند راند تا دهلى و ديگر بلاد مسلمين را در تصرف آرد . در اين ايام قطب الدين آيبك فرمانرواى دهلى مرده بود و يكى از موالى او به نام شمس الدين به جاى او فرمان مىراند . يلدوز بر سر او لشكر كشيد . دو سپاه در نزديكى شهر سماتا بر يك ديگر زدند . يلدوز شكست خورد و به اسارت افتاد و در اسارت به قتل رسيد .
يلدوز مردى نيك سيرت بود و دادگر و نسبت به رعيت نيكوكار ، مخصوصا با بازرگانان و غربا . در ايام حكومت او دولت غوريان منقرض شد . و البقاء اللّه وحده .
خبر از دولت ديلم و كشور و پادشاهى ايشان در ملت اسلام و دولت آل بويه و برخى از آنان كه بر خلفاى بغداد چيره شده بودند و آغاز كار و سرانجامشان
آنگاه كه در انساب امم سخن مىگفتيم از نسب ديلم هم حكايت كرديم و گفتيم كه ايشان از نسل ماداى پسر يافثاند و در تورات ، ماداى در شمار فرزندان يافث آمده است .
ابن سعيد گويد - و من نمىدانم از چه كسى نقل مىكند - كه اينان از نسل سام بن باسل بن اشور بن ساماند كه نامشان در تورات در شمار فرزندان سام آمده است .
ابن سعيد گويد كه موصل از نسل جرموق بن اشور است و فرس و كرد و خزر از فرزندان ايران بن اشور ، و نبط و سوريان از فرزندان نبيط بن اشور . اين چيزى است كه ابن سعيد گويد و خدا داناتر است .
هر يك از اين اقوال را كه بپذيريم جيل ( گيلها ) برادران ديلمها هستند . همهء نسب شناسان بر اين معترفند . اينان همه مردم گيلاناند و داراى يك عصبيت واحد . مساكن ديلم و گيل ، كوهستانهاى طبرستان و جرجان است تا كوهستانهاى رى و گيلان و سواحل آن
هامش
[ ( 1 ) ] متن : آمد .