درياچهء معروف يعنى درياچهء طبرستان . در ايام حكومت ايرانيان و پيش از آن اينان در اين سرزمين بودند و پيش از اسلام داراى پادشاهى نبودهاند .
چون اسلام آمد و دولت ساسانى منقرض گرديد و دولت عرب نيرومند گرديد و اقاليم مشرق و مغرب و جنوب و شمال در فتوحات مسلمانان چنان كه آورديم - به دست ايشان فتح شد ، مللى كه دينشان را نمىپذيرفتند جزيه مىدادند ، و مردم ديلم و گيل بر كيش مجوس بودند و در ايام فتوحات سرزمينشان به دست مسلمانان نيفتاد بلكه همچنان به پرداخت جزيه بسنده مىكردند .
سعيد بن العاص با آنان مصالحه كرد كه هر سال صد هزار دينار بپردازند . ديلمها آن جزيه مىپرداختند و گاه نيز از پرداخت آن سرباز مىزدند . پس از سعيد بن العاص كس به جرجان نيامد زيرا راه عراق به خراسان از طريق قومس را بسته مىداشتند .
چون يزيد بن المهلب در سال 83 امارت خراسان يافت طبرستان و جرجان هنوز فتح نشده بود . پيش از اين هر گاه قتيبة بن مسلم جايى را مىگشود [ سليمان بن عبد الملك ، يزيد بن المهلب را مىگفت : نمىبينى كه خداوند به دست قتيبه چه مىكند ؟ ] يزيد بن المهلب بر او عيب مىگرفت و مىگفت تكليف جرجان چه مىشود كه راه ما را قطع كرده و اوضاع قومس و نيشابور را بر هم زده است . اين فتوحات در برابر فتح جرجان هيچ نيستند . اين بود كه چون سليمان بن عبد الملك او را در سال 99 امارت خراسان داد تمام هم خود را در تسخير جرجان به كار برد . جرجان در آن روزگار شهر نبود ، كوهها و دربندها بود . مردان بر آن دربندها مىايستادند و نگهبانى مىدادند . اما طبرستان شهر بود و فرمانرواى آن اسپهبد بود .
[ آنگاه در سال 166 مهدى عباسى ] غلام خود فراشه را به جرجان فرستاد [ و در سال 167 موسى ] الهادى به جرجان لشكر كشيد [ و با وندادهرمز و شروين فرمانروايان طبرستان جنگ در پيوست ] تا آن دو به فرمان گردن نهادند .
در سال 168 [ 1 ] مهدى ، سعيد [ 2 ] الحرشى را با چهل هزار سپاهى بفرستاد . او در طبرستان فرود آمد و ديلم را به طاعت خويش درآورد . سپس در ايام رشيد [ در سال 176 ] يحيى بن عبد اللّه بن حسن المثنى به طبرستان رفت ، رشيد فضل بن يحياى برمكى را به جنگ او فرستاد . فضل بن يحيى با او باب مكاتبت بگشود . يحيى بن عبد اللّه با اين شرط كه رشيد براى او امان نامه بنويسد و اهل دولت و بزرگان شيعه و ديگران بر آن مهر بگذارند تسليم فضل گرديد . فضل به آنان مالى گزاف بخشيد و عهد نامهها نوشته شد . فضل يحيى را بياورد . رشيد او را به جعفر بن يحيى سپرد تا در نزد او محبوس باشد ، و يحيى بن عبد اللّه به نحوى كه در اخبار او آمده است در حبس بمرد .
هامش
[ ( 1 ) ] متن : 198
[ ( 2 ) ] متن : يحيى .