تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 579

مساهمون:

ص٥٧٩
پادشاه دست يافتند و اسيرش كردند و نزد شهاب الدين آوردند . پادشاه بر پاى ايستاده بود . ياران شهاب الدين ريشش را بكشيدند تا لبانش به زمين رسيد و زمين را ببوسيد . شهاب الدين فرمان قتلش داد . او را كشتند و از هنديان جز اندكى جان سالم به در نبردند . مسلمانان همهء اموال آنان را به غنيمت گرفتند و در زمرهء غنايم چند فيل بود . سپس شهاب الدين به سوى دژ بزرگشان كه اجمير نام داشت پيش راند . و دژ را به جنگ بگشود و همهء بلادى را كه در نزديكى آن بود تسخير كرد . آنگاه همهء آن بلاد را به مملوك خود قطب الدين آيبك داد و به غزنه بازگرديد . قطب الدين در دهلى قرار گرفت .

غزوهء بنارس [ 1 ] و كشته شدن پادشاه هند سپس فتح بهنكر

شهاب الدين غورى پادشاه غزنه مملوك خود قطب الدين آيبك - خليفهء خود را در دهلى - فرمان داد كه از آنجا كه هست به پيش رود ، سراسر هند را زير پى سپرد و كشتار و غارت كند و باز گردد . چون پادشاه بنارس كه بزرگترين پادشاهان هند بود ، و كشورش از يك سو از مرزهاى چين تا بلاد ملاوا و از ديگر سو از درياى اخضر تا مسير ده روز از آن سوى لهاور گسترش داشت ، اين خبر بشنيد عازم دفاع گرديد . اين بلاد از زمان سلطان محمود به اسلام گرويده بودند و همچنان بر اسلام خويش پايبند بودند . پادشاه بنارس مسلمانانى را كه در اين بلاد بودند بسيج كرده در سال 590 به جنگ شهاب الدين غورى آمد . دو سپاه در ماجون [ 2 ] به يك ديگر رسيدند . ماجون رود بزرگى است به اندازهء دجله . چون جنگ آغاز شد ، مسلمانان پاى فشردند . خداوند پيروزى نصيب مسلمانان نمود و آنان بسيارى از هنديان را كشتند . پادشاهشان نيز كشته شد . مسلمانان جمع كثيرى از پسران و دختران را اسير كردند . نود فيل نيز به غنيمت گرفتند . باقى فيلها بگريختند . بعضى از آنها نيز كشته شدند . شهاب الدين وارد بنارس شد و از خزاين آن هزار و چهار صد بار حمل كردند . شهاب الدين به غزنه بازگرديد . در سال 592 شهاب الدين غورى بار ديگر به هند لشكر كشيد و قلعهء بهنكر را محاصره كرد . مردم امان خواستند و قلعه را تسليم كردند . شهاب الدين كسانى را به نگهبانى آن گماشت و عازم كوالير [ 3 ] شد ، ميانشان پنج مرحله فاصله بود . و در آن ميان ، نهر بزرگى بود . شهاب الدين يك ماه شهر را در محاصره گرفت تا آنگاه كه مالى گران تقديم كردند و آن بار يك فيل طلا بود . شهاب الدين از آنجا به آى و سور [ 4 ] رفت . در آنجا نيز دست به كشتار و غارت زد و خلق كثيرى را برده ساخت و اسير كرد و پيروزمند به غزنه بازگرديد .
هامش
[ ( 1 ) ] متن : بناوس [ ( 2 ) ] متن : ماحون [ ( 3 ) ] متن : كواكير [ ( 4 ) ] متن : آبى رسود .