تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 558

مساهمون:

ص٥٥٨
روزى كه در مجلس او حاضر شده بودند به قتلش آوردند . خرخيز حاجب پس از پنج روز بيامد و سران سپاه او اعيان بلد را گرد آورد و با فرخزاد [ 1 ] پسر سلطان مسعود به پادشاهى بيعت كردند . و او خود به تدبير امور ملك پرداخت و همهء كسانى را كه در قتل عبد الرشيد دست داشته بودند بگرفت و بكشت . [ چون داود برادر طغرل فرمانرواى خراسان از كشته شدن عبد الرشيد خبر يافت ، سپاه گرد آورد ] و عازم غزنه شد . خرخيز به مقابله بيرون آمد و سپاه داود را درهم شكست [ 2 ] . [ چون كار غياث الدين غورى بالا گرفت لشكرى گران به سردارى برادرش شهاب الدين ] به غزنه فرستاد . غزان با اين سپاه روبرو شدند و پس از نبردى غزان منهزم شدند و شهاب الدين به غزنه درآمد و آنجا را در تصرف آورد . سپس از غزنه به كرمان و سنوران رفت و آنجا را نيز در قبضهء تصرف آورد . و اين كرمان ميان غزنه و هند است و آن كرمان معروف نيست . پس غياث الدين به جانب رود سند راند تا به لهاور رود . در آن روزگار خسرو شاه بن بهرام شاه غزنوى در آنجا بود . خسرو شاه بر او سبقت جست و به كنار سند آمد و او را از عبور باز داشت . غياث الدين بازگشت و آنچه در آن حوالى بود از جبال هند و اعمال ايغان [ 3 ] بستد و برادر خود شهاب الدين را در غزنه نهاد و به فيروزكوه بازگرديد .

استيلاى غوريان بر لهاور و كشته شدن خسرو شاه و انقراض دولت آل سبكتكين

چون شهاب الدين غورى بر غزنه دست يافت با مردم رفتارى شايسته پيش گرفت . و - جبال هند و سرزمينهاى اطراف آن را تصرف كرد و دولتش نيرومند شد . سپس به لهاور ، قاعدهء هند ، كه در دست خسرو شاه بود دست تطاول گشود . در سال 499 با لشكر غزنه و غور به لهاور راند و آنجا را در محاصره گرفت و خسرو شاه را امان داد و وعده داد كه دختر خود را به پسر او دهد و گفت هر جا را كه خواهد به او اقطاع دهد . و اين در صورتى است كه خسرو شاه به حضور آيد و به نام برادرش خطبه بخواند . خسرو شاه از قبول اين پيشنهادها سرباز زد . شهاب الدين همچنان به محاصرهء او ادامه داد و كار را بر او تنگ گرفت تا آنگاه كه مردم شهر خسرو شاه را فرو گذاشتند . و قاضى و خطيب بيامدند و براى او از شهاب الدين امان خواستند . شهاب الدين امانش داده به شهر در آمد و خسرو شاه در نزد او عزيز و مكرم بماند . پس از دو ماه از سوى غياث الدين پيام آوردند كه خسرو شاه را نزد او فرستد . خسرو شاه
هامش
[ ( 1 ) ] متن : قرخاد [ ( 2 ) ] از اينجا دنبالهء مطلب بريده است و از ديگر پادشاهان غزنوى چون ظهير الدوله ابراهيم و مسعود بن ابراهيم و شيرزاد بن مسعود و ارسلان شاه بن مسعود و بهرامشاه بن مسعود و خسرو شاه بن بهرام سخنى نگفته است . [ ( 3 ) ] متن : انبار .