غلام پدرش را كه كارهاى او را به دست داشت شكست داد و اسماعيل و شكر نزد طغرلبك و داود گريختند و هر دو به او پناه بردند . داود با آن دو به خوارزم بازگرديد تا داد ايشان از شاه ملك بستاند ولى در اين نبرد نيز شاه ملك پيروز گرديد و آنان را منهزم ساخت .
آنگاه سلطان مسعود به قتل رسيد و پسرش مودود به جاى او نشست . شاه ملك به طاعت او گردن نهاد . [ چندى بعد طغرل بيك لشكر به خوارزم آورد و آنجا را محاصره نمود و بر آن مستولى شد ] . شاه ملك اموال و ذخاير خود برداشت و به بيابان خوارزم گريخت و به دهستان رفت و از دهستان به طبس ، سپس به اعمال كرمان و نواحى تيز [ 1 ] و مكران .
چون اين خبر به ارتاش برادر ابراهيم ينال [ 2 ] ، كه پسر عم طغرلبك بود رسيد با چهار هزار سوار بيامد و شاه ملك را اسير و اموالش را غارت كرد ، و خود و اموالش را تسليم داود نمود . سپس ارتاش به بادغيس بازگشت و هرات را در محاصره گرفت . مردم هرات در آن ايام در فرمان مودود بن مسعود بودند از اين رو در برابر هجوم ارتاش نيك پايدارى نمودند ، زيرا از تعرض مودود بيمناك بودند .
حركت سپاه از غزنه به خراسان
چون سلجوقيان خراسان را گرفتند و بر سراسر املاك و اعمال آن مستولى شدند ، طغرلبك جرجان و طبرستان و خوارزم را در تصرف آورد و ابراهيم ينال بر همدان و رى و جبال دست يافت و خراسان از آن داود بن ميكال بود .
سلطان ابو الفتح مودود بن مسعود لشكرى به سردارى يكى از حاجبانش ، به سال 435 به خراسان فرستاد . داود پسر خود الب ارسلان را با لشكرى به مقابلهء او فرستاد . جنگ درگرفت و الب ارسلان پيروز شد . سپاه مودود شكست خورده به غزنه بازگرديد . گروهى از غزان به نواحى بست رفته بودند و در آنجا آشوب و فساد مىكردند . ابو الفتح مودود لشكرى بر سر ايشان فرستاد و چون جنگ آغاز كردند ، سپاه مودود پيروز گرديد و بسيارى از غزان را طعمهء تيغ نمود .
رفتن هنديان به محاصرهء لهاور و پايدارى آن و فتح دژهاى ديگر
در سال 435 سه تن از ملوك هند دست اتحاد به هم دادند و آهنگ لهاور كردند و آنجا را در محاصره گرفتند . سردار سپاه مسلمانان سپاه خود را گرد آورد و به دفاع فرستاد و از سلطان مودود نيز مدد خواست . قضا را دو تن از اين ملوك دست از محاصره برداشتند و به
هامش
[ ( 1 ) ] متن : بتر
[ ( 2 ) ] متن : نيال .