دوست مىداشت و آنان را به خود نزديك مىنمود و در حقشان انعام بسيار مىنمود . نه تنها علما كه حاجت همهء نيازمندان را بر مىآورد . همچنين به شعرا صلات و عطاياى كرامند مىداد .
بسيارى كتب علمى به نام او نوشته شده . سلطان مسعود در ايام پادشاهىاش در بسيارى بلاد مسجدهايى بنا كرد ، كشورش بس گسترده بود . اصفهان و همدان و رى و طبرستان و جرجان و خراسان و خوارزم و بلاد راون [ 1 ] و كرمان و سيستان و سند و رخج و غزنه و بلاد غور را در قبضهء اقتدار داشت . چنان كه بر و بحر در طاعت او بود . در اخبار و مناقب او كتابهايى تصنيف شده است .
كشته شدن سلطان محمد و پادشاهى مودود بن مسعود
چون خبر قتل سلطان مسعود به پسرش مودود رسيد ، سپاه برگرفت و از خراسان آهنگ غزنه نمود . در ماه شعبان سال 432 با عم خود محمد مصاف داد ، محمد شكست خورد .
مودود او ، و دو پسرش احمد و عبد الرحمان ، و نيز انوشتكين بلخى و على خويشاوند را بگرفت ، جز عبد الرحمان كه با پدرش مهربانى كرده بود ، همه را بكشت . همچنين همهء كسانى را كه در دستگيرى و خلع پدرش دست داشته بودند به قتل آورد .
مودود سيرهء جد خود سلطان محمود را پيش گرفت . چون خبر پادشاهى او به خراسان رسيد ، مردم هرات بشوريدند و هر كه را از سلجوقيان كه به دو دست يافتند از شهر بيرون كردند .
پدرش سلطان مسعود پسر ديگر خود را [ كه مجدود نام داشت ] به سال 426 امارت هند داده بود . چون خبر مرگ پدر بشنيد براى خود بيعت گرفت و به لهاور و مولتان لشكر برد و آن دو شهر را بگرفت و اموال و سپاهيان بسيار گرد آورد و در برابر برادر خود خلاف آشكار كرد . مودود براى مقابلهء با او لشكر بياراست و روانهء لهاور كرد . در اين احوال عيد قربان رسيد . مجدود را سه روز بعد از عيد در لهاور مرده يافتند و كس ندانست سبب مرگ او چه بوده است . پس از مرگ مجدود اركان پادشاهى مودود استوارتر گرديد . سلجوقيان در خراسان از او بترسيدند و خان ترك از ما وراء النهر پيام فرستاد و اظهار فرمانبردارى نمود .
استيلاى طغرلبك بر خوارزم
خوارزم از ممالك محمود بن سبكتكين و بعد از او از آن پسرش مسعود بود . فرمانرواى خوارزم يكى از امراى بزرگ ، حاجب التونتاش بود . التونتاش حاجب سلطان محمود بود كه پس از محمود از سوى پسرش مسعود نيز امارت خوارزم داشت . چون مسعود به فتنهء برادرش
هامش
[ ( 1 ) ] متن : دارون .