سپس از فتنه دست بازداشتند و نزد سلطان مسعود كس فرستادند و به خدعه اظهار فرمانبردارى كردند . در اين هنگام سلطان در بلخ بود . از او خواستند كه برادرشان ارسلان را كه در هند محبوس بود آزاد كند . سلطان فرستاد تا ارسلان را از هند بياوردند و چون آشتى ميان دو طرف به سامان نرسيد سلطان فرمان داد تا بار ديگر ارسلان را به زندانش در هند بازگردانند .
هزيمت سلطان مسعود و استيلاى طغرلبك بر شهرهاى خراسان
چون سلجوقيان بر نواحى خراسان غلبه يافتند و سپاهيان سلطان مسعود را درهم شكستند و حاجب سباشى را منهزم ساختند ، سلطان سخت بترسيد و براى حركت به خراسان به جمع - آورى لشكر پرداخت و باب عطا بگشود و ساز و برگ لشكر مهيا ساخت و با سپاهى عظيم و فيلان جنگى با آرايشى تمام در حركت آمد . چون به بلخ رسيد در خارج شهر فرود آمد . داود نيز با جماعات تركان سلجوقى بيامد و در نزديكى او فرود آمد . روزى در لشكرگاه سلطان مسعود نزاعى درگرفت و سلجوقيان نيز حملهاى كردند و اسبان بگريختند و فيلها پراكنده شدند و سپاهيان روى به گريز نهادند . سلطان مسعود نيز بترسيد و در ماه رمضان سال 429 از آنجا رخت بركشيد و با صد هزار جنگجو كه در خدمت او بود بگريخت . سلطان از بلخ به جوزجان رفت و والى آنجا را كه عامل سلجوقيان بود بردار كرد و خود را به مروشاهجان رسانيد .
داود به سرخس رفت و با برادران خود طغرل و بيغو به گفتگو نشست . سلطان رسولانى فرستاد تا باب صلح بگشايند . پاسخ اين رسولان را بيغو خود نزد سلطان برد . سلطان فرمود تا او را خلعت پوشيدند و به احترام و اكرام تمام درآوردند . مضمون رسالت آنكه به سبب اعمالى كه سلطان مسعود مرتكب شده ، سلجوقيان از او بيمناكند و اعتمادى به پيمان صلحى كه ميان آنها و سلطان بسته شود ندارند .
[ سلطان از مرو به هرات رفت و داود به مرو آمد ، مردم مرو مقاومت كردند . داود هفت ماه شهر را محاصره كرد و مردم را در سختى و تنگنا افكند و در كشتارشان ابرام كرد . چون مسعود بشنيد ] بر دست و پاى بمرد و از هرات به نيشابور از پى ايشان براند . سلجوقيان از نيشابور به سرخس رفتند و از هر جا كه سلطان از پيشان مىرفت به جاى ديگر مىگريختند ، تا فصل زمستان در رسيد . سلطان مسعود در نيشابور درنگ كرد تا بهار برسد . سلطان در تمام زمستان سرگرم عيش و عشرت خود بود و از دشمن غافل . بهار را نيز در لهو و لعب سپرى ساخت . عاقبت وزرا و دولتمردان او گرد آمدند ، وى را به سبب اهمالى كه در امر دشمن روا داشته بود سخت نكوهش كردند . سلطان از نيشابور در طلب سلجوقيان روانهء مرو شد . آنان داخل بيابان گرديدند . سلطان نيز به قدر دو مرحله از عقب ايشان به بيابان داخل گرديد .
سپاهيان سلطان مسعود سه سال بود كه همچنان در سفر جنگى به سر مىبردند و از اين كار