فتح جرجان و طبرستان
جرجان و طبرستان و اعمال آن از آن دارا پسر منوچهر پسر قابوس بود . سلطان مسعود كه به پادشاهى رسيد او را در آن مقام كه بود تثبيت كرد . چون مسعود به هند رفت و غزان به خراسان آمدند ، او نيز از ارسال خراج سرباز زد و با علاء الدولة بن كاكويه و فرهاد بن - مرداويج در نهان قرار عصيان بر ضد سلطان مسعود نهاد . چون سلطان مسعود از هند باز گرديد و غزان را از خراسان بيرون راند ، در سال 426 به جرجان رفت و آنجا را تصرف كرد . سپس به آمل رفت و آنجا را نيز بگرفت ولى مردم آمل شهر را ترك كرده بودند و در بيشههاى اطراف پراكنده شده بودند . مسعود جماعتى از ايشان را بكشت و جماعتى را نيز اسير كرد . آنگاه دارا نزد او رسولى فرستاد كه بار ديگر او را بر آن بلاد بگمارد و او نيز بقاياى اموال خراج را ادا كند . سلطان اين خواهش بپذيرفت و به خراسان بازگرديد .
حركت علاء الدوله به اصفهان و هزيمت او
ابو سهل حمدونى را سلطان مسعود در اصفهان نهاده بود [ سپاهيان در سال 427 خواستار آذوقهء خود شدند . علاء الدولة بن كاكويه كسانى را معين كرد تا آنان را وادار سازد ] كه براى تحصيل آذوقه به قريههايى كه در آن نزديكى بود ، بروند . [ ايشان بى آنكه بدانند كه آن قريهها در نزديكى قلمرو علاء الدوله است به آنجا رهسپار شدند ] . علاء الدوله به ناگاه بر سر ايشان تاخت و جماعتى را كشت و غنايم بسيارى نيز به چنگ آورد . اين واقعه او را به طمع تصرف اصفهان افكند و لشكر گرد آورد و به سوى اصفهان در حركت آمد . ابو سهل حمدونى به مقابله بيرون آمد . تركانى كه در سپاه علاء الدوله بودند به ابو سهل پيوستند و علاء الدوله شكست خورد و لشكرگاهش به غارت رفت و او خود به بروجرد گريخت و از آنجا به طارم رفت ولى فرمانرواى آن ديار يعنى ابن سالار او را نپذيرفت .
استيلاى طغرلبك بر خراسان
طغرلبك را دو برادر بود يكى بيغو و ديگرى چغرى بيك [ 1 ] . نام طغرلبك محمد [ بن - ميكال بن سلجوق ] بود .
چون سلطان محمود ، ارسلان بن سلجوق را - چنان كه آورديم - به حبس فرستاد و اجازت داد كه قبايلى از غز به خراسان درآيند ، طغرلبك و برادرانش در نواحى بخارا اقامت گزيدند .
سپس ميان ايشان و على تكين صاحب بخارا نزاعهايى درگرفت و بارها بر لشكر او شكست
هامش
[ ( 1 ) ] متن : حقربيك .