تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 542

مساهمون:

ص٥٤٢
ابو سهل حمدونى صاحب رى براى دفع آن قوم دست اتحاد به هم دادند . تاش با سپاهى و چند پيل به نبردشان بيرون آمد . غزان دل بر مرگ نهادند و يك تنه حمله كردند ، سپاهش را منهزم ساختند و خودش را كشتند . سپس به رى تاختند و ابو سهل حمدونى و سپاهش را در هم شكستند . او خود به قلعهء طبرك [ 1 ] رفت و غزان رى را غارت كردند . سپاهى از جرجان آمد غزان آن سپاه را نيز تار و مار ساختند و بسيارى را كشتند و بسيارى را به اسارت گرفتند ، آنگاه به آذربايجان رفتند تا به غزان عراقى پيوندند . علاء الدولة بن كاكويه پس از رفتن غزان از رى وارد آنجا شد و چنان مىنمود كه به فرمان مسعود بن محمود بن سبكتكين است ، [ و نزد ابو سهل كس فرستاد كه خراجى را كه بر عهده گرفته به او بپردازد . ابو سهل سرباز زد . علاء الدوله از او بيمناك شد و به غزان وعدهء اقطاع داد كه در خدمت او باشند . قزل با هزار و پانصد تن به نزد او بازگشتند و باقى به آذربايجان رفتند . ولى پس از چندى به سبب وحشتى كه ميانشان پديد آمده بود از او جدا شدند و به قتل و تاراج در آن حوالى پرداختند ] . غزانى كه به آذربايجان رفته بودند در آنجا شيوه قتل و غارت آشكار ساختند . و هسودان به قلع و قمع آنان پرداخت ، مردم آذربايجان نيز بر ضدشان متحد شدند و ايشان را از آن حدود براندند . غزان نيز از بيم ابراهيم ينال ، برادر طغرلبك ، خود راه موصل و ديار بكر پيش گرفتند و هر جا رسيدند تاراج كردند ، و ما در اخبار قرواش صاحب موصل و ابن مروان صاحب ديار بكر از آن ياد كرديم . اين بود اخبار ارسلان بن سلجوق ، آنچه مربوط به رى و آذربايجان مىشد در اينجا به اختصار آورديم ، زيرا در جاى خود به تفصيل خواهيم آورد . اما طغرلبك و برادرانش داود و بيغو و برادر مادرىاش ينال ، كه پس از اسلام آوردن ابراهيم ناميده شد ، برفتند و پس از سلجوق در بلاد ما وراء النهر اقامت گزيدند .

فتح نرسى از بلاد هند

سلطان محمود يكى از موالى خود احمد بن ينالتكين [ 2 ] را بر هند نهاد . او در سال 421 به غزا رفت و شهر نرسى را بگشود . اين شهر يكى از بزرگترين شهرهاى هند بود . شمار سپاهيان او صد هزار تن بود . احمد بن ينالتكين نخست همهء اعمال نرسى را تاراج كرد و از يكى از جوانب شهر به درون آمد ، و دست به غارت زد . چون روز به پايان آمد از بيم آنكه مبادا مردم شهر قصد جانشان كنند از شهر بيرون رفتند و در خارج شهر شب را به روز آوردند و با كيل اموالى را كه تاراج كرده بودند تقسيم نمودند . روز ديگر خواستند به شهر درآيند ،
هامش
[ ( 1 ) ] متن : طبول [ ( 2 ) ] متن : نيالتكين .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 542 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى