على بن محمد بن ادريس در اين هنگام نه سال داشت . اولياء و حواشى ملك از عرب و اوربه و ديگر بربرها زمام امور را به دست گرفتند و با او بيعت كردند و الحق از مراتب - نيك بندگى هيچ فرونگذاشتند . ايام پادشاهى او بهترين ايام بود .
على بن محمد بن ادريس در سال 234 پس از سيزده سال فرمانروايى در گذشت .
على برادر خود يحيى بن محمد را به جانشينى خويش برگزيد . چون يحيى زمام كارها را به دست گرفت ، آثار نيك پديد آورد و مدت پادشاهىاش به دراز كشيد و كشورش نيرومند شد و فاس را تجديد بنا كرد . براى بازرگانان مهمانخانهها ساخت و حمامها بنا نمود و ربضها احداث كرد . مردم از جايهاى دور به فاس آمدند . قضا را از ميان كسانى كه به فاس آمدند زنى بود از مردم قيروان كه او را ام البنين مىگفتند او دختر محمد الفهرى بود . ابن ابى - ذرع گويد كه نام او فاطمه بود و از هواره بود . زنى توانگر بود و ثروت او همه موروث بود .
مىخواست آن را در راه خير صرف كند در عدوة القرويين بناى مسجد جامع را پى افكند .
اين واقعه در سال 245 بود . در صحن اين مسجد چاهى حفر كرد كه آبى گوارا از آن بيرون مىآمد و از آن پس چون مسجد امام ادريس را گنجاى چندان نبود و نيز در همسايگى خانهء او بود نماز و خطبه را به اين مسجد نقل كردند .
پس از آن احمد بن سعيد بن ابى بكر اليفرنى [ 1 ] صومعهء خود را در سال 345 يعنى صد سال بعد پى افكند و بساخت و اين تاريخ بر سنگى كه در پايهء شرقى مسجد كار گذاشته شده منقوش است .
آنگاه منصور بن ابى عامر در بناى مسجد بيفزود و آب به آنجا كشيد و سقاخانه ترتيب داد و بر باب الحفاة زنجير آويخت . چند تن ديگر از ملوك لمتونه ، از موحدين باز هم آن آن را توسعه دادند . بنى مرين نيز از روى همچشمى هر يك چيزى بر آن مىافزود تا آنجا كه بس وسعت گرفت و در تاريخهاى مغرب شرح آنها آمده است .
يحياى اول در سال 234 بمرد . پسرش يحيى بن يحيى جاى او بگرفت . اين يحيى مردى بدسيرت بود دست تطاول به حريم مردم گشود . پس عامه بر او شوريدند . عبد الرحمان بن ابى سهل الحزامى سركردهء شورشيان بود . او را از عدوة القرويين به عدوة الاندلسيين راندند دو شب در آنجا متوارى زيست و در همانجا از شدت اندوه بمرد .
از اين پس پادشاهى از اعقاب محمد بن ادريس به در مىرود .
خبر يحيى به پسر عمش على بن عمر بن ادريس رسيد ، كه فرمانرواى ريف بود .
دولتمداران از عرب و بربر و موالى او را به پايتخت دعوت كردند . على بن عمر به فاس آمد و با او بيعت كردند . او بر همه اعمال مغرب مستولى شد تا آنگاه كه عبد الرزاق الخارجى
هامش
[ ( 1 ) ] منن : اليغرفى .