تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 507

مساهمون:

ص٥٠٧
گماشته بود . اين واقعه در سال 372 بود . چون ابو الحسين العتبى كشته شد ، امير نوح بن منصور به حاجب ابو العباس تاش نامه نوشت و او را براى تدبير امور دولت به بخارا فراخواند . ابو العباس از نيشابور به بخارا رفت و بر هر كس از قاتلان ابو الحسين دست يافت به قتل رسانيد .

عزل ابو العباس تاش از خراسان و امارت ابن سيمجور

چون ابو العباس تاش به بخارا رفت ، ابو الحسن محمد بن ابراهيم بن سيمجور كه - چنان كه آورديم - به سيستان رفته و در آنجا اقامت گرفته بود و اينك در قهستان بود به فايق نامه نوشت و از او خواست كه در گرفتن خراسان او را يارى دهد ، او نيز اجابت كرد . اين دو در نيشابور اجتماع كردند و بر خراسان دست يافتند . ابو العباس تاش از بخارا لشكر به خراسان آورد ولى پس از گفتگوهايى بر اين اتفاق كردند كه نيشابور و سپهسالارى لشكرهاى خراسان از آن ابو العباس باشد و بلخ از آن فايق و هرات از آن ابو على بن ابى الحسن بن سيمجور . و با اين قرار هر يك به مقر امارت خود رفت . فخر الدوله در خلال اين احوال در نيشابور بود و منتظر آنكه كسى به يارى او برخيزد . در ماه شعبان سال 373 برادرش مؤيد الدوله در جرجان بمرد و دولتمردانش او را به مقر فرمانروايى خويش فراخواندند . صاحب بن عباد و چند تن ديگر نيز از دعوت كنندگان او بودند . فخر الدوله برفت و بر متصرفات برادر در جرجان و طبرستان دست يافت . چون ابو العباس از بخارا به نيشابور رفت ، امير نوح بن منصور ، عبد اللّه بن عزيز [ 1 ] را به جاى او به وزارت برگزيد . عبد اللّه بن عزيز را با ابو الحسين العتبى دشمنى و رقابت بود . چون به وزارت رسيد نخست ابو العباس تاش را از خراسان عزل كرد و ابو الحسن محمد بن ابراهيم - بن سيمجور را منشور امارت نيشابور داد .

عصيان ابو العباس و خروج او با ابن سيمجور و هلاكت او

چون ابو العباس تاش از خراسان معزول شد به امير نوح بن منصور نامه نوشت و از او بخشايش خواست ولى امير نوح اجابت نكرد . ابو العباس به فخر الدوله نامه نوشت و از او عليه محمد بن ابراهيم بن سيمجور يارى طلبيد . او نيز اموال و سپاهى به سردارى ابو محمد عبد اللّه بن عبد الرزاق به ياريش گسيل داشت . ابو العباس با ياران خود بيامد و به سپاهيان ديلم پيوست . چون محمد بن ابراهيم بن سيمجور كثرت آن لشكر بديد به شهر باز گرديد و در آنجا
هامش
[ ( 1 ) ] متن : عزيز .