تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 508

مساهمون:

ص٥٠٨
تحصن جست . فخر الدوله لشكر ديگرى به يارى ابو العباس فرستاد . ابن سيمجور به مصاف بيرون آمد . لشكر ابو العباس در نبرد پيروز شد و بر نيشابور غلبه يافت . آنگاه بار ديگر به امير نوح نامه نوشت و خواستار عطوفت او شد . اين بار نيز ابن عزيز در مخالفت خود پاى فشرد و همچنان عزل او را طلب مىكرد . از اين روى از تعقيب ابن سيمجور بازماند . در اين احوال ابن سيمجور به تجديد نيرو پرداخت . چند تن از امرا از بخارا به يارىاش آمدند همچنين به ابو الفوارس بن عضد الدوله كه در فارس بود نامه نوشت و از او يارى خواست . او نيز دو هزار سپاهى به خاطر مخالفت با عمش فخر الدوله - گسيل داشت - چون سپاهش انبوه شد بر سر ابو العباس تاخت و با او جنگ در پيوست و منهزمش نمود و نزد فخر الدوله به جرجان رفت . فخر الدوله او را گرامى داشت و جرجان و دهستان و استرآباد را به اقطاع او داد . آنگاه به رى رفت و آنقدر اموال و آلات براى او فرستاد كه در حساب نمىگنجيد . ابو العباس در جرجان ماند . آنگاه لشكرى گران گرد آورده راهى خراسان شد ولى ياراى رسيدنش به خراسان نبود . به جرجان بازگرديد و سه سال در آنجا درنگ كرد تا سال 377 از دنيا برفت . مردم جرجان كه كينهء ياران او را به دل داشتند ، به خلافشان برخاستند و به كشتن و تاراج اموالشان پرداختند تا آنگاه كه امان خواستند و آنان نيز دست از قتل و غارتشان بداشتند . آنگاه يارانش كه بيشترشان خواص و غلامان بودند به خراسان رفتند و به ابو على - بن ابراهيم بن سيمجور پيوستند . او اكنون به جاى پدرش ابراهيم بن سيمجور كه به مرگ مفاجات مرده بود ، سپهسالار خراسان شده بود . برادران ديگر نيز سر بر خط فرمان او نهادند . برادر بزرگ او ابو القاسم بود كه فايق به مخالفت او برخاست و اصحاب ابو العباس به او پيوستند [ اين واقعه در سال 338 اتفاق افتاد ] .

امارت ابو على بن سيمجور بر خراسان

گفتيم كه ميان ابو الحسن بن سيمجور و ابو العباس تاش و فايق چنان افتاد كه نيشابور و سپهسالارى خراسان از آن ابو العباس تاش باشد و بلخ از آن فايق و هرات از آن ابو على بن ابى الحسن بن سيمجور . سپس تاش به سعايت وزير ، ابن عزيز ، عزل شد و ابو الحسن بن سيمجور به امارت رسيد و ميان ابو الحسن و ابو العباس نبردهايى درگرفت . ابو العباس تاش به جرجان گريخت و ابو على در هرات مستقر شد و فايق بر بلخ . سپس ابن عزيز معزول شد و به خوارزم تبعيد گرديد . ابن عزيز همواره ابو الحسن را تحريك مىكرد كه به جرجان لشكر برد . چون ابن عزيز معزول شد ابو على محمد بن عيسى الدامغانى به جاى او نشست . او از اداره امور دولت به سبب قلت خراج و كثرت هزينه‌ها ، عاجز آمد و از وزارت منصرف شد . پس از او ابو نصر بن احمد بن محمد بن ابى زيد به وزارت رسيد . سپس او نيز معزول شد و ابو على دامغانى به مقام خود بازگرديد . در اين احوال ابو الحسن