تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 506

مساهمون:

ص٥٠٦
به نيشابور رفت و در آنجا استقرار يافت و به تدبير امور خراسان پرداخت و لشكرهاى خراسان نيز سر به فرمان او نهادند ] [ 1 ] .

[ ذكر استيلاى عضد الدوله بر جرجان ]

[ 2 ] در سال 371 ، در ماه جمادى الآخر ، عضد الدوله بر بلاد جرجان و طبرستان مستولى شد و فرمانرواى آن ناحيه قابوس بن وشمگير را از آنجا دور كرد . سبب اين واقعه آن بود كه چون عضد الدوله بر بلاد برادرش فخر الدوله مستولى شد فخر الدوله منهزم شده به قابوس پيوست . چون اين خبر به عضد الدوله رسيد نزد قابوس كس فرستاد و به ترغيب و تهديد خواستار استرداد برادر خود شد . قابوس كه فخر الدوله را پناه داده بود از سپردن او به دست عضد الدوله امتناع كرد . عضد الدوله برادر خود مؤيد الدوله را با سپاهى بر سر قابوس فرستاد . در نبردى كه ميان قابوس و مؤيد الدوله رخ داد ، قابوس شكست خورد . قابوس خود را به دژهايى كه اموال و ذخايرش در آنجا بود رسانيد و هر چه توانست برگرفت و به نيشابور رفت . فخر الدوله نيز از معركه بگريخت و خود را به او رسانيد . آمدن اينان به نيشابور مصادف بود با امارت ابو العباس تاش در خراسان . ابو العباس آن دو را گرامى داشت و نزد خود در نيكوترين جاى فرود آورد . اينان نزد او ماندند و مؤيد الدوله بر جرجان و طبرستان استيلا يافت .

رفتن ابو العباس با سپاه خراسان به جرجان ، سپس به بخارا

چون قابوس بن وشمگير و فخر الدولة بن ركن الدوله به نزد ابو العباس آمدند ، از امير نوح خواستند كه جرجان و طبرستان را از مؤيد الدوله بستاند . ابو العباس تاش ماجرا به بخارا بنوشت . امير نوح او را فرمان داد كه با آن دو برود و ملك از دست رفته‌شان را باز - ستاند . ابو العباس تاش نيز لشكر به جرجان فرستاد . دو ماه نبرد ادامه داشت تا عاقبت در تنگناى محاصره افتادند . مؤيد الدوله با يكى از سرداران خراسان در نهان باب مكاتبت بگشود و او را وعده‌هاى خوش داد . فايق نيز وعده داد كه اگر حمله كند منهزم خواهد شد . مؤيد - الدوله با سپاه خود از جرجان بيرون تاخت ، در حالى كه دل بر مرگ نهاده بود . سپاه خراسانيان شكست خورده به نيشابور باز گرديد . چون خبر شكست به امير نوح رسيد ، از هر سو به گرد آوردن لشكر پرداخت و همه را به نيشابور فرستاد تا از آنجا با قابوس و فخر الدوله به سوى جرجان در حركت آيند . در اين احوال خبر آوردند كه ابو الحسين [ 2 ] العتبى وزير كشته شده است و حال آنكه زمام همهء امور دولت به دست او بود . گويند ابو الحسن محمد بن ابراهيم بن سيمجور كسى را به قتل او
هامش
[ ( 1 ، 2 ) ] از متن ساقط بود از ابن اثير افزوديم . وقايع سال 371 . 3 ) متن : ابو الحسن .