متعلق است ، به قاسم داد . و تيجنساس [ 1 ] و ترغه و هر چه را ميان آن دو است از بلاد صنهاجه و غماره را به عمر بخشيد . همچنين بلاد هواره و تسول تازه [ 2 ] و آنچه را ميان آن دو است از قبايل مكناسه و غياثه خاص دواد نمود . همچنين اغمات و بلاد نفيس و جبال مصامده و لمطه وسوس الاقصى را به عبد اللّه داد . اصيلا و عرايش و بلاد زواغه [ 3 ] را نصيب يحيى ساخت . نيز شاله وسلا و از مور و تامسنا [ 4 ] و هر چه از قبايل بدان پيوسته بود به عيسى واگذاشت . و وليلى و اعمال آن را به حمزه داد و باقى را كه خردسال بودند تحت سرپرستى برادران ديگرشان قرار داد . تلمسان همچنان در تصرف سليمان بن عبد اللّه باقى ماند .
عيسى در ازمور به خلاف برادر خود محمد برخاست تا حكومت را از آن خود سازد .
محمد نخست قاسم را به جنگ او فرا خواند و چون قاسم امتناع ورزيد برادر ديگر خود عمر را بدين مهم نامزد كرد . چون عمر بر عيسى غلبه يافت از سوى برادرش محمد به فرمانروائى متصرفات او معين گرديد . آنگاه محمد او را براى گوشمال برادر ديگرشان قاسم فرستاد زيرا از فرمان او آنگاه كه او را به جنگ عيسى فرا خواند سر بر تافته بود ، عمر برفت و قاسم را براند و سرزمينهايى را كه در تصرف داشت بگرفت . در اين حال سراسر سواحل دريا از آن او گرديد : از تيجنساس و بلاد غماره تا سبته و طنجه . اينها در ساحل درياى روم است . سپس به اصيلا سپس سلا و ازمور و بلاد تامسنا [ 5 ] كه در ساحل درياى كبير است مىپيچد .
قاسم زهد پيشه كرد و رباطى در اصيلا در ساحل دريا بساخت و تا پايان عمر در آنجا به عبادت مشغول بود .
چون عمر ، حوزههاى فرمانروايى عيسى و قاسم را در تصرف گرفت ، بر وسعت ملكش نيك افزوده شد ولى همچنان با برادر خود امير محمد دل يكى داشت تا در ايام امارت برادر در صنهاجه در جايى كه آن را فج الفرس مىگويند در سال 220 بمرد و در فاس به خاك سپرده شد .
عمر بن ادريس ثانى جد حموديان [ 6 ] است كه در اندلس به جاى بنى اميه حكومت كردند و ما بدان اشارت خواهيم داشت .
امير محمد بن ادريس ثانى حوزهء فرمانروايى او را به پسرش على بن عمر واگذاشت .
امير محمد هفت ماه پس از برادر خود عمر در سال 221 در گذشت . به هنگام بيمارى پسر خود على را به جاى خود نهاد .
هامش
[ ( 1 ) ] تيكيسان .
[ ( 2 ) ] متن : تسول تارى .
[ ( 3 ) ] متن : روغه .
[ ( 4 ) ] متن : تامستا .
[ ( 5 ) ] متن : تامستا .
[ ( 6 ) ] متن : محموديان .