تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 496

مساهمون:

ص٤٩٦
بود . ابو الفضل ، ابو على را از آمدن خود خبر داد ولى ابو على او را از آمدن منع كرد . ابو الفضل به امير نوح نامه نوشت و امان خواست و امير نوح امانش داد و امارت سمرقند به او داد . [ ابو الفضل از محمد بن احمد الحاكم ] اعراض مىكرد و به دو توجه نمىنمود و دشمنى مىورزيد . در سال 332 عبد اللّه بن اشكام كه در خوارزم بود عليه امير نوح عصيان كرد . امير نوح از بخارا به مرو رفت و لشكرى به سوى او فرستاد . سردار اين سپاه ابراهيم بن بارس در راه بمرد . عبد اللّه بن اشكام به پادشاه ترك پناه برد . پادشاه ترك را پسرى بود كه در بخارا در حبس امير نوح بود . امير نوح بن نصر نزد پدر او كس فرستاد كه اگر ابن اشكام را دستگير كند پسرش را از زندان آزاد خواهد ساخت . او نيز اجابت كرد . چون ابن اشكام را از اين خبر آگاه شد گردن به طاعت امير نوح بن نصر نهاد . امير نيز او را عفو كرد و مورد اكرام قرار داد .

استيلاى ابو على بر رى و داخل شدن جرجان در اطاعت امير نوح بن نصر

امير نوح به مرو رفت و ابو على بن محتاج را فرمان داد كه با سپاهيان خراسان به رى رود و آن را از ركن الدولة بن بويه بستاند . او نيز برفت . در راه وشمگير را ديد كه نزد امير نوح مىرفت . ابو على راه او بگشاد تا برفت و خود عازم رى گرديد . چون به بسطام رسيد اوضاع لشكرش پريشان شد و جماعتى با منصور بن قراتكين از اكابر اصحاب نوح بن نصر از او جدا شدند و آهنگ جرجان كردند . حسن بن فيروزان راه بر آنان بگرفت به ناچار به نيشابور رفتند . [ ابو على با باقيماندهء لشكرش به رى رفت ، ركن الدوله به جنگ او بيرون آمد . در سه فرسنگى رى نبرد درگرفت . جماعتى از ياران ابو على كه از كردان بودند به ركن الدوله پناه بردند . ابو على منهزم شد و به نيشابور باز گرديد . ] [ 1 ] ابو على از نيشابور به مرو رفت و امير نوح در مرو بود . امير نوح او را با لشكرى مدد كرده بازگردانيد . ابو على در اواسط سال 333 از نيشابور در حركت آمد . ركن الدوله كه از كثرت سپاهيان او آگاه شده بود ، از رى برفت و ابو على بر رى مستولى شد . سپس بر ديگر اعمال جبال غلبه يافت و از جانب خود واليانى به آن اعمال گسيل داشت . اين پيروزى در ماه رمضان همان سال بود . امير نوح از مرو به نيشابور رفت و در آنجا بماند . دشمنان ابو على جماعتى عامه را وا داشتند تا از ستم و اعمال ناستودهء ابو على و عمالش نزد او شكايت كنند و از او دادخواهى نمايند . امير نوح ابراهيم بن سيمجور [ 2 ] را امارت نيشابور داد و از آنجا بازگرديد . قصدش آن بود كه ابو على در رى بماند تا به خوبى از آن دفاع كند و اميدش از خراسان بريده شود .
هامش
[ ( 1 ) ] ميان دو قلاب از ابن اثير است به سبب افتادگى متن . وقايع سال 333 . [ ( 2 ) ] متن : سيجور .