تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 482

مساهمون:

ص٤٨٢
پس از او پسرش ابو الحسن نصر بن احمد به امارت خراسان رسيد و در آن هنگام هشت ساله بود . نصر بن احمد را امير سعيد لقب نهادند . امور مملكت را اصحاب پدرش كه در بخارا بودند به عهده گرفتند . به هنگام بيعت احمد بن محمد بن الليث كه مستولى بر امور شده بود او را بر دوش گرفته بود . از كسانى كه بر او بشوريدند ، يكى عموى پدر او اسحاق بن احمد بن اسد در سمرقند بود و پسرانش منصور و الياس و همچنين محمد بن الحسين و نصر بن محمد و ابو الحسين بن يوسف و حسين [ 1 ] بن على المرورودى و احمد بن سهل و ليلى بن نعمان از ياران علويان در طبرستان و سيمجور دواتى و ابو الحسين بن الناصر الاطروش و قراتكين با او به نبرد برخاستند . همچنين برادرانش يحيى و منصور و ابراهيم پسران احمد بن اسماعيل و نيز جعفر بن ابى جعفر [ 2 ] و ابن داود و محمد بن الياس و مرداويج و شمگير پسران زيار از امراى ديلم . ولى امير سعيد نصر بن احمد بر همه پيروز شد .

شورش سيستان

چون احمد بن اسماعيل كشته شد مردم سيستان عصيان كردند . آنان سيمجور را از آنجا راندند . المقتدر ، غلام خود بدر الكبير را به امارت آنجا منصوب داشت . بدر نيز فضل بن حميد و ابو يزيد [ خالد بن محمد المروزى ] را از جانب خود به سيستان فرستاد . [ عبيد اللّه بن - احمد الجيهانى در بست و رخج بود و سعد الطالقانى از سوى امير سعيد نصر بن احمد در غزنه ] . فضل و خالد آهنگ آن دو كردند و بر غزنه و بست دست يافتند و سعد الطالقانى را گرفتند و به بغداد فرستادند . عبيد اللّه بن احمد الجيهانى [ 3 ] از ايشان بگريخت . پس از چندى فضل بن حميد بيمار شد و خالد يكه تاز ميدان گرديد و بر خليفه عاصى شد . آنگاه لشكر به كرمان برد . بدر سپاهى به گوشمال او فرستاد . خالد در اين نبرد اسير شد و در اسارت بمرد . سرش را به بغداد فرستادند .

عصيان اسحاق بن احمد و پسرش الياس

اسحاق بن احمد [ بن اسد ] عم امير احمد بن اسماعيل والى سمرقند بود . چون خبر كشته شدن امير احمد و امارت پسرش امير سعيد نصر بن احمد به او رسيد در سمرقند سر به شورش برداشت و مردم را به بيعت با خود فراخواند . پسرش الياس نيز با پدر هم آواز شد . اينان به سوى بخارا در حركت آمدند . حمويه بن على با سپاهى به مقابله بيرون آمد و ايشان را در سمرقند منهزم ساخت . بار ديگر لشكر بسيج كرده بيامدند ، اين بار نيز آنان را در هم شكست
هامش
[ ( 1 ) ] متن : حسن [ ( 2 ) ] متن : جعفر بن داود . [ ( 3 ) ] متن : الجهستانى .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 482 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى