تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 479

مساهمون:

ص٤٧٩
باز گرديد . عمرو بن الليث از نيشابور به بلخ راند بدان قصد كه از جيحون بگذرد و به ما وراء النهر رود . اسماعيل نزد او كس فرستاد كه اين جهان پهناور است و قلمرو تو بسيار . اين ثغر را به من واگذار . ولى عمرو نپذيرفت و به جد در ايستاد . اسماعيل از آب بگذشت و او را در محاصره گرفت . عمرو در بلندى بود ، چون ديده گشود خود را در محاصرهء اسماعيل يافت . عمرو خواست كه دو لشكر بى هيچ جنگى از يك ديگر جدا شوند ولى اسماعيل نپذيرفت . پس جنگ در پيوست و عمرو را شكست داد ، و بعضى از سپاهيان او را اسير كرد و به سمرقند فرستاد . عمرو در سال 288 به بغداد رسيد در حالى كه بر اشترى سوارش كرده بودند . خليفه فرمان داد به زندانش برند . خليفه المعتضد باللّه فرمان حكومت خراسان را براى اسماعيل سامانى فرستاد و او بر سراسر خراسان مستولى شد و همهء آن بلاد در قبضهء قدرت او قرار گرفت . چون عمرو كشته شد ، محمد بن زيد العلوى صاحب طبرستان و ديلم طمع در ملك خراسان بست و لشكر به آن ديار آورد . محمد بن زيد مىپنداشت كه اسماعيل بن احمد قصد او نمىكند و از سرزمين خود پاى بيرون نمىنهد . محمد بن زيد كه به جرجان رسيد نامهء المعتضد باللّه به اسماعيل آمد و او را امارت خراسان داد . اسماعيل نيز به محمد بن زيد نامه نوشت و او را از تجاوز به خراسان منع فرمود ولى علوى نپذيرفت و لشكر پيش آورد . اسماعيل محمد بن هارون را كه از سرداران رافع بن هرثمه بود و پس از شكست و كشته شدن رافع به دو پيوسته بود به جنگ علوى فرستاد . محمد بن هارون با لشكرى برفت و با محمد بن زيد در جرجان روبرو شد . در اين نبرد محمد بن زيد شكست خورد و محمد بن هارون لشكرگاه او را به غنيمت گرفت . محمد بن زيد جراحات سخت برداشت و پس از چند روز هلاك گرديد . پسرش زيد بن محمد بن زيد نيز اسير شد . اسماعيل او را در بخارا نگهداشت و برايش اجرى و راتبه تعيين كرد . محمد بن هارون به طبرستان رفت و آنجا را در تصرف آورد و به نام اسماعيل بن احمد خطبه خواند و از سوى اسماعيل به امارت آن ديار منصوب گرديد .

استيلاى اسماعيل بن احمد بر رى

محمد بن هارون در طبرستان عصيان كرد و سر از طاعت اسماعيل برتافت . والى رى از جانب المكتفى باللّه ، اغرتمش ترك بود ، كه مردى بد سيرت بود . مردم رى محمد بن - هارون را از طبرستان دعوت كردند . محمد بن هارون برفت و با اغرتمش جنگيد و او و دو پسرش را بكشت . همچنين كيغلغ [ 1 ] كه از سرداران المكتفى باللّه بود بر رى مستولى شد . خليفه منشور حكومت رى به نام اسماعيل بن احمد روان داشت . اسماعيل لشكر به رى آورد .
هامش
[ ( 1 ) ] متن : برادرش كيغلغ را .