امارت يعقوب بن الليث بر بلخ و هرات
چون يعقوب از فارس باز گرديد المعتز از سوى خود عاملى به فارس فرستاد و خلفاى بعد از او نيز عاملان خويش را به فارس فرستادند . يكى از اين عاملان حارث بن سيما بود كه محمد بن و اصل بن ابراهيم التميمى از رجال عرب و احمد بن الليث از اكراد بر او حمله آوردند و بكشتندش و محمد بن و اصل بر فارس مستولى شد و دعوت المعتمد على اللّه آشكار نمود . المعتمد نيز حسين بن الفياض ( ؟ ) را به فارس فرستاد . يعقوب در سال 257 لشكر به فارس برد . المعتمد على اللّه به او نامه نوشت و لشكر كشى او را به فارس نكوهش كرد ، ولى الموفق منشور امارت بلخ و طخارستان را براى او فرستاد . يعقوب برفت و بلخ را بگرفت و بناهايى را كه داود بن عباس در خارج بلخ ساخته بود همه را ويران كرد . اين بناها را نوشاد [ 1 ] مىناميدند . يعقوب سپس به كابل رفت و بر آن مستولى شد و رتپيل را بگرفت . وى بتانى را كه از كابل گرفته بود نزد خليفه فرستاد و همهء آن بلاد را به نام خليفه المعتمد على اللّه تسخير كرد و هديهاى گرانقدر براى او بفرستاد و به بست باز گرديد ، بدان قصد كه به هرات [ 2 ] باز گردد ولى يكى از سرداران خود را ديد كه پيش از او بار و بنهء خويش جمع كرده آهنگ رحيل كرده . يعقوب بر او خشم گرفت و يك سال ديگر در سيستان بماند . آنگاه آهنگ خراسان كرد و هرات را بگرفت و لشكر به پوشنج برد و آنجا را در تصرف آورد و حسين بن طاهر بن الحسين بزرگ را بگرفت . حسين شيخ اين خاندان بود . محمد بن طاهر امير خراسان شفاعت كرد كه او را آزاد نمايد ولى يعقوب از قبول خواهش او سر برتافت و حسين همچنان در اسارت او باقى ماند . يعقوب بر هرات و پوشنج و بادغيس عمالى گماشت و خود به سيستان باز گرديد .
استيلاى يعقوب بر خراسان و انقراض دولت طاهريان
عبد اللّه السجزى [ 3 ] در سيستان با يعقوب سر معارضه داشت . چون يعقوب نيرومند شد ، عبد اللّه به خراسان رفت و طمع در تصرف آن بست و محمد بن طاهر را در مركز مملكتش يعنى نيشابور در محاصره گرفت . فقها ميانشان آمد و شد گرفتند ، تا كار به صلح انجاميد و محمد او را امارت طبسين و قهستان داد . يعقوب نزد محمد بن طاهر كس فرستاد و از او خواست كه عبد اللّه را تسليم كند ولى محمد بن طاهر ، عبد اللّه را در پناه خود گرفت . يعقوب به خشم آمد و لشكر به نيشابور برد . محمد بن طاهر از نبرد با او باز ايستاد و يعقوب در خارج شهر نيشابور فرود آمد . خويشاوندان و اعمام و اهل بيت محمد از شهر بيرون آمدند و نزد وى شدند و يعقوب به
هامش
[ ( 1 ) ] متن : باساديانج ؟
[ ( 2 ) ] متن : سيستان
[ ( 3 ) ] متن : السنجرى .