تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 464

مساهمون:

ص٤٦٤
بود به دو پيوست . يعقوب به واسط شد و آنجا را بگرفت و از واسط به سوى دير العاقول به راه افتاد . خليفه المعتمد برادر خود الموفق را به جنگ او فرستاد . بر ميمنهء سپاه او موسى بن بغا بود و بر ميسره مسرور [ 1 ] البلخى . در نيمهء رجب جنگ ميان دو سپاه درگرفت . ميسرهء سپاه الموفق منهزم شد و ابراهيم بن سيما و ديگر سرداران كشته شدند . سپس بار ديگر حمله آوردند و جنگ شدت گرفت . محمد بن الاوس و ديرانى [ 2 ] از سوى خليفه به يارى الموفق آمدند و اين امر سبب شكست در سپاه يعقوب شد زيرا ياران او چون مدد خليفه را ديدند روى به هزيمت نهادند . يعقوب نيز ميدان نبرد را ترك گفت و سپاه خليفه از پى او براند . قريب به ده هزار اسب از او به غنيمت گرفتند و از اموال و كيسه‌هاى مشك آن قدر كه از حمل آن عاجز آمدند . محمد بن طاهر در لشكرگاه او ، از آن هنگام كه در خراسان دستگير شده بود ، در بند بود . آن روز او را نيز از بند برهانيدند . محمد بن طاهر نزد الموفق آمد و خلعت گرفت . الموفق شرطگى بغداد را به او داد . يعقوب به خوزستان رفت و در جنديشابور فرود آمد . صاحب الزنج او را پيام داد كه به جنگ با خليفه باز گردد و وعده داد كه او را يارى خواهد كرد . يعقوب در پاسخ او اين آيات نوشت :
« قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ
. بگو ، اى كافران ، آنچه شما مىپرستيد من نمىپرستم » . چون يعقوب سرگرم نبرد با خليفه بود محمد بن و اصل وارد فارس شد و آنجا را در تصرف آورد . معتمد نيز فرمان امارت فارس به نام او صادر كرد . يعقوب به سردارى عزيز بن السرى از سرداران خود لشكرى به فارس فرستاد . او برفت و محمد بن صالح را از آنجا براند . آنگاه محمد بن عبد اللّه بن آزاد مرد كرد را امارت اهواز داد . المعتمد على اللّه به سامرا باز - گرديد و الموفق به واسط . الموفق قصد آن داشت كه از پى يعقوب رود ولى بيمارى او را از اين كار بازداشت و به بغداد باز گرديد . مسرور البلخى نيز با او بود . خانه‌ها و اموال و ضياعى را كه از ابو الساج مانده بود به او اقطاع داد . محمد بن طاهر نيز همراه او به بغداد آمد و رياست شرطهء شهر را بر عهده گرفت .

شورش خجستانى در خراسان بر ضد يعقوب بن الليث و قيام او به دعوت خاندان طاهر

يكى از ياران و مردان محمد بن طاهر احمد بن عبد اللّه الخجستانى [ 3 ] بود . او متولى امور
هامش
[ ( 1 ) ] متن : موسى [ ( 2 ) ] متن : درانى [ ( 3 ) ] متن : عبد اللّه بن خجستان .