منهزم گرديد و يعقوب هرات و پوشنج را در تصرف آورد و كارش بالا گرفت و صاحب خراسان و ديگر امراى اطراف از او بيمناك گرديدند .
استيلاى يعقوب الصفار بر كرمان ، سپس فارس
فرمانرواى فارس على بن الحسين [ 1 ] بن شبل بود . او به المعتز باللّه نامه نوشت و خواستار امارت كرمان نيز شد . زيرا محمد بن طاهر از ضبط آن عاجز بود و در نبرد با خوارج درنگ مىكرد . المعتز امارت كرمان را نيز به او داد ، همچنين به يعقوب بن الليث نيز فرمان امارت كرمان داد تا ميان آن دو اختلاف افكند و بدين سبب هر دو يا يكى از ايشان را به فرمانبردارى خود كشد . على بن الحسين بن شبل ، طوق بن المغلس [ 2 ] از اصحاب خود را به كرمان گسيل داشت و طوق بر يعقوب پيشدستى كرد و كرمان را بگرفت .
يعقوب بيامد و قريب دو ماه در نزديكى كرمان درنگ كرد ، تا طوق به جنگ او بيرون آيد و چون جنگى در نگرفت به سيستان باز گرديد . طوق نيز با دلى آسوده به لهو نشست . در راه اين خبر به يعقوب رسيد ، به شتاب باز گرديد و به كرمان داخل شد و طوق را بگرفت و به زندان كرد . خبر به على بن الحسين بن شبل كه در شيراز بود رسيد . او سپاه خود گرد آورد و به سوى تنگ شيراز راند . يعقوب بيامد و در برابر او فرود آمد . اين تنگ را از سويى كوه بود و از سويى رود و گذرگاهى بود سخت . يعقوب خطر كرده از آب نهر بگذشت و بر سپاه على بن الحسين زد و لشكرش را منهزم ساخت و او را اسير نمود و بر لشكرگاه و خيمههايش مستولى شد . سپس به شيراز در آمد و آنجا را تصرف كرد و خراج بستد . اين واقعه در سال 255 اتفاق افتاد . بعضى گويند كه چون يعقوب از آب بگذشت ميانشان جنگهايى سخت واقع شد كه عاقبت هزيمت در لشكر على بن الحسين افتاد . شمار سپاهيان او از موالى و كردان به پانزده هزار تن مىرسيد كه در پايان يك روز جنگ به شيراز بازگشتند و بر دروازه ازدحام نمودند . شمار كشتگان به پنج هزار تن رسيد . سپس در نواحى فارس متفرق شدند و به غارت اموال مردم پرداختند . يعقوب به شيراز در آمد و همهء فارس را بگرفت و على بن الحسين را زير شكنجه كشيد و از او هزار بدرهء زر بستد و از گستردنى و اسلحه مبلغى كه در حساب نگنجد .
آنگاه خبر پيروزى خويش به خليفه بنوشت و او را هديهاى كرامند داد . از جمله ده باز سپيد و يك باز ابلق چينى و صد نافه مشك و جز اينها از ظرايف هر چه بود . يعقوب پس از اين فتح به سيستان بازگشت . على بن الحسين و طوق بن المغلس همچنان در بند او بودند . چون يعقوب از فارس دور شد خليفه المعتز باللّه عمال خود را به آنجا فرستاد .
هامش
[ ( 1 ) ] متن : الحسن
[ ( 2 ) ] متن : المفلس .