درگرفت كه پيروزى از آن نصر شد . نصر در ميافارقين به امارت نشست و برادرش سعيد به آمد رفت و آنجا را در تصرف آورد . از آن پس ميانشان دوستى افتاد .
وفات نصر و امارت پسرش منصور
نظام الدين نصر بن نصر الدوله ابو نصر احمد بن مروان در ماه ذو الحجهء سال 472 از دنيا برفت و پسرش منصور بن نصر به جاى او نشست . امور دولت او در دست ابن الانبارى بود . نظام الدين همچنان بر سرير فرمانروايى بود تا آنگاه كه ابن جهير بيامد و آن بلاد را از دست او بستد .
آمدن ابن جهير به ديار بكر
فخر الدوله ابو نصر محمد بن محمد بن جهير از مردم موصل بود . نخست در خدمت كنيز قرواش در آمد ، سپس در زمرهء خادمان برادر قرواش ، بركة بن المقلد وارد شد و از سوى او اموال نزد پادشاه روم برد . آنگاه به خدمت قريش بن بدران درآمد . قريش بن - بدران خواست او را به زندان كند . فخر الدوله ابو نصر به يكى از بنى عقيل پناه برد و به حلب رفت و وزارت معز الدوله ابو ثمال بن صالح را به عهده گرفت . سپس به ملطيه [ 1 ] شد و از ملطيه به ابو نصر نصر الدولة بن مروان پيوست و در دولت او مقام وزارت يافت و كارهايش را به سامان آورد . چون در سال 453 نصر الدوله بمرد ، ابن جهير وزارت پسرش نصر را عهده دار شد و به تدبير امور كشور پرداخت . در سال 454 به بغداد گريخت و خليفه وزارت خويش به او داد و او بعد از محمد بن منصور بن احمد بن دارست [ 2 ] به وزارت نشست . از آن پس بارها به وزارت رسيد و از وزارت عزل شد و در اين احوال پسرش عميد الدوله [ 3 ] نيز با او بود .
ابن جهير روزگارى نيز در خدمت نظام الملك و سلطان طغرلبك بود . و چون [ در ماه صفر سال 476 ] پسرش عميد الدوله از وزارت خليفه عزل شد . سلطان ملكشاه و نظام الملك نزد خليفه شفاعت كردند و از او خواستند كه خاندان جهير را نزد ايشان به اصفهان فرستد .
ايشان نيز با تمام ابنا و اقارب به اصفهان وارد شدند و از نواخت و اكرام سلطان نيك بهره - مند گرديد . آنگاه سلطان او را به فتح ديار بكر و تصرف آن ديار از دست بنى مروان روان ساخت و هر گونه ساز و برگ عطا كرد و نيز اجازت فرمود كه نام خود را پس از نام سلطان در خطبه بياورد و به نام خود سكه زند . او نيز بدين آهنگ در سال 476 راهى ديار بكر گرديد .
هامش
[ ( 1 ) ] متن : عطيه
[ ( 2 ) ] متن : دؤاد
[ ( 3 ) ] متن : عميد الملك .