تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 439

مساهمون:

ص٤٣٩
بفرستاد و دلجوييها كرد . بازمان به فرمان باز آمد و به نام او در ثغور خطبه خواند . سپس در سال 278 در سپاه صوائف به روم داخل شد و شكند [ 1 ] را محاصره كرد . در آنجا سنگى از منجنيق بر سرش آمد و بشكست ، و چون به طرسوس بازگرديد بمرد . پس از مرگ او احمد العجيفى زمام امور طرسوس را به دست گرفت و به خمارويه نامه نوشت . خمارويه او را به امارت طرسوس منصوب داشت . سپس او را عزل كرد و پسر عم خود محمد بن موسى بن طولون را به جاى او فرستاد . از اخبار محمد بن موسى بن طولون آنكه چون احمد بن طولون مصر را تصرف كرد برادر خود موسى را به سبب خويشاوندى مورد ملاطفت قرار داد ولى موسى نتوانست سر به فرمان برادر نهد . احمد بن طولون نيز از مقام او فرو كاست و موسى بدين سبب از احمد رخ برتافت و خصم دولت او شد . تا روزى در مجلس سخنى گفت كه بر احمد گران آمد و فرمان داد تا او را زدند و از مصر به طرسوس تبعيد كرد . احمد براى او مالى فرستاد تا با آن معيشت خود بگذراند ولى موسى از قبول آن امتناع كرد و به عراق رفت . پس از چندى بار ديگر به طرسوس آمد و در آنجا ببود تا بمرد و پسر خود محمد را در طرسوس تنها گذاشت . خمارويه او را امارت طرسوس داد . محمد ، راغب را كه امير شهر بود نزد خمارويه فرستاد . خمارويه او را گرامى داشت و به او انس گرفت . مدت اقامت راغب نزد خمارويه به درازا كشيد . در طرسوس شايع شد كه خمارويه او را حبس كرده است . اين خبر بر مردم گران آمد و بر محمد بن موسى بشوريدند و او را در عوض راغب به زندان كردند . چون خبر به خمارويه رسيد راغب را به طرسوس فرستاد . وقتى راغب به طرسوس رسيد آنان نيز محمد بن موسى را آزاد كردند . محمد بن موسى به سبب اين اعمال بر مردم طرسوس خشم گرفت و به بيت المقدس رفت و احمد العجيفى بار ديگر به مقام خويش - به دعوت خمارويه باز گرديد و در سال 280 به غزاى روم ( صائفه ) رفت . در اين نبرد بدر الحمامى نيز با او بود . اينان پيروزمند و با غنايم باز گرديدند . در سال 281 طغج بن جف ، از طرسوس ، از سوى خمارويه به غزاى روم رفت و به طرابزون رسيد و بلوديه [ 2 ] را فتح كرد .

زناشويى المعتضد باللّه با دختر خمارويه

چون المعتضد باللّه به خلافت رسيد نزد خمارويه كس فرستاد و دخترش قطر الندى را خواستگارى كرد . قطر الندى از حيث زيبايى و علم و ادب در ميان زنان همعصر خويش بىهمتا بود . اين خواستگارى كننده ابن الجصاص بود . خمارويه دختر را با ابن الجصاص نزد خليفه فرستاد و هدايايى وصف ناشدنى با او همراه نمود . در سال 279 قطر الندى وارد بغداد
هامش
[ ( 1 ) ] متن : سكند [ ( 2 ) ] متن : مكوديه .