احمد بن طولون هر ماه هزار دينار صدقه مىداد و در هر ماه پانصد دينار ميان زندانيان پخش مىكرد . هزينهء آشپزخانه و علوفه او در هر روز هزار دينار بود .
امارت خمارويه پسر احمد بن طولون
چون احمد بن طولون درگذشت بزرگان دولت و خواص اوليا ملك گرد آمدند . بزرگترشان احمد بن محمد الواسطى بود و زمام دولت را حسن بن مهاجر به دست داشت .
اينان متفق شدند كه با پسر او ابو الجيش خمارويه بيعت كنند ، آنگاه پسرش عباس را كه در زندان بود حاضر كردند . واسطى او را تعزيت گفت و همه مىگريستند . سپس گفت : با برادرت بيعت كن ، عباس از بيعت سر بر تافت . طبارجى و سعد الايسر [ 1 ] از موالى برخاستند و او را كشان كشان به يكى از حجرههاى قصر بردند و بند بر نهادند . روز ديگر او را مرده يافتند . پيكر احمد بن طولون را به مدفنش بردند . پسرش ابو الجيش بر او نماز خواند و به خاكش سپردند . خمارويه پس از به خاك سپردن او به قصر بازگرديد و به فرمانروايى نشست .
رفتن خمارويه به شام و نبرد او با پسر موفق
چون احمد بن طولون درگذشت اسحاق بن كنداج عامل جزيره و موصل بود و ابن ابى الساج در كوفه بود . او رحبه را از احمد بن مالك بن طوق گرفته بود ، اكنون هر دو را طمع تصرف شام در سر افتاده بود . از الموفق اجازت خواستند و او نيز اجازت داد و هر دو را وعدهء يارى داد . اسحاق به رقه و ثغور و عواصم لشكر برد و آن نواحى را از دست ابن دعباش [ 2 ] عامل ابن طولون بستد . اسحاق بر حمص و حلب و انطاكيه ، سپس دمشق مستولى شد . خمارويه لشكر به شام فرستاد . اينان دمشق را تصرف كردند و عامل دمشق كه عصيان كرده بود بگريخت .
آنگاه لشكر به شيزر برد و در آنجا در برابر اسحاق بن كنداج و ابن ابى الساج بايستاد . آن دو چشم به راه رسيدن مدد از عراق بودند . در اين احوال زمستان هجوم آورد و سپاهيان خمارويه در خانههاى مردم پراكنده شدند . به ناگاه لشكر عراق به سردارى ابو العباس احمد بن الموفق كه به خلافت رسيده و المعتضد باللّه لقب يافته بود برسيد . سپاهيان خمارويه را در خانههاى مردم شيزر فرو گرفتند و قتل عام كردند . گروهى اندك جان برهانيدند و راهى دمشق شدند و المعتضد همچنان در پى ايشان مىراند تا از دمشق نيز بيرون رفتند و المعتضد در ماه شعبان سال 271 دمشق را بگرفت .
سپاه خمارويه به رمله آمد و در آنجا موضع گرفتند و ماجرا به خمارويه نوشتند . المعتضد نيز از دمشق به رمله راند . در اين احوال خبر يافت كه خمارويه با لشكرى گران مىآيد . خليفه آهنگ بازگشت نمود ولى بعضى از اصحاب خمارويه كه به خلاف او برخاسته بودند و اينك
هامش
[ ( 1 ) ] متن : سعد الايس
[ ( 2 ) ] متن : دعاس .