كرده بود ، اينك او را آزاد نمود و با نامهء تهديد آميزى در باب كور شدن برادرش به دست سلطان محمود و ديگر امور نزد المسترشد باللّه فرستاد . خليفه از آن نامه به خشم آمد و برسقى را فرمان داد كه بر مقدمه به نبرد دبيس بيرون رود و خود نيز در ماه رمضان سال 517 عازم جنگ شد . سليمان بن مهارش صاحب حديثه با جماعتى از بنى عقيل و قريش بن مسلم صاحب موصل و همهء بنى عقيل نزد او آمدند .
المسترشد باللّه فرمان داد كه سپاه يكسره در جنبش آيد و ميان آنان اموال و اسلحه تقسيم كرد . دبيس به سرنوشتى دچار شد كه هرگز تصورش را هم نمىكرد ، اين بود كه بار ديگر به كوشش برخاست تا عطوفت خليفه را برانگيزد .
خليفه در پايان ماه ذو الحجه سال 516 با آرايش و حشمتى تمام به جنگ بيرون آمد .
وزير نظام الدين احمد بن نظام الملك و نقيب طالبيين و نقيب النقباء على بن طراد و شيخ الشيوخ صدر الدين اسماعيل و ديگر اعيان نيز با او بودند .
برسقى نيز چون خبر حركت المسترشد باللّه را شنيد به خدمت بازگشت و در حديثه با او فرود آمد . خليفه به موصل راند و برسقى در مقدمه حركت مىكرد . دبيس همهء يارانش را در يك صف تعبيه و پيادگان را جلو سواران جاى داد . او ياران خود را به تاراج بغداد و برده كردن زنان آنجا وعده داده بود . چون دو لشكر روبرو شدند شكست در لشكر دبيس افتاد .
جماعتى از ياران او اسير شدند و همه در اسارت به قتل رسيدند . حرم دبيس نيز به اسارت افتاد . المسترشد باللّه در روز عاشوراى سال 517 به بغداد بازگشت .
دبيس از معركه برهيد و از فرات گذشت . وى آهنگ غزيه [ 1 ] از اعراب نجد نمود و از آنان يارى خواست ولى از يارىاش سر بر تافتند . دبيس به ميان قبيلهء منتفق رفت و با آنان به گرفتن بصره پيمان بست و به بصره روان شد و شهر را بگرفت و مردمش را تاراج كرد و فرمانده سپاهش را بكشت . المسترشد باللّه به برسقى نامه نوشت و از اينكه در كار بصره اهمال كرده است او را سرزنش نمود . برسقى لشكر بسيج كرده عازم بصره شد . دبيس از بصره به قلعهء جعبر رفت و با فرنگان همدست شده آنان را به تسخير حلب بر انگيخت و خود در سال 518 با آنها در محاصرهء حلب همراه شد ولى شهر مقاومت كرد و فرنگان بازگشتند . دبيس از فرنگان نيز جدا شد و به ملك طغرلبك پسر سلطان محمد پيوست و با او بماند و او را به حركت به سوى عراق تحريض كرد . ما بدان اشاره خواهيم نمود .
حركت دبيس به سوى ملك طغرل پسر سلطان محمد
چون دبيس بن صدقه از شام نزد ملك طغرل به آذربايجان رفت ، ملك طغرل او را اكرام
هامش
[ ( 1 ) ] متن : غزنه .