مستثنى نمود . ابو الحسن بن على بن مزيد در آنجا درنگ كرد . آنگاه مضر بن دبيس گروهى را گرد آورد و او را از آنجا براند . ابو الحسن بن على بن مزيد ، با اندكى از ياران خود ، از مهلكه جان به در برد و به نيل رفت و مضر بن دبيس بر اموال خود و سراسر جزيره استيلا يافت .
درگذشت على بن مزيد و امارت پسرش نور الدوله دبيس
چون ابو الحسن بن على بن مزيد به سال 408 درگذشت ، پسرش نور الدوله ابو الاغر دبيس به جايش نشست . پدرش در ايام حيات خويش برادرش را به جانشينى خويش تعيين كرده بود ولى سلطان الدوله او را خلعت داد و اجازه داد كه به امارت نشيند . چون دبيس به حكومت رسيد برادرش مقلد بن على بن مزيد به بنى عقيل گرايش يافت و در ميان ايشان زيست . اين امر سبب شد كه ميان دبيس و قرواش كشمكشهايى پديد آيد و فتنهها و جنگهايى برخيزد .
دبيس جمعى از خفاجه را گرد خويش آورد و در سال 417 انبار را از قرواش بستد .
آنگاه خفاجه بر او بشوريدند . اميرشان منيع بن حسان بود . او به جانب جامعين لشكر برد و آنجا را تاراج كرد و كوفه را بگرفت .
عاقبت ميان دبيس و قرواش صلح افتاد و خفاجه بنى عقيل را از آب فرات منع نمود .
استيلاى منصور بن الحسين بر جزيرهء دبيسيه
جزيرهء دبيسيه از آن طراد بن دبيس بود . منصور بن الحسين كه از افراد يكى از شعوب بنى اسد بود بر آن جزيره غلبه يافت و در سال 418 طراد بن دبيس را از آنجا براند .
چون طراد از دنيا رفت ، پسرش ابو الحسن على بن طراد نزد جلال الدوله به بغداد رفت .
منصور بن الحسين خطبه به نام ابو كاليجار مىخواند و خطبه به نام جلال الدوله را قطع كرده بود . ابو الحسن على بن طراد از جلال الدوله خواست كه لشكرى با او همراه كند تا منصور - بن الحسين را از جزيره براند . جلال الدوله نيز جماعتى را در اختيار او گذاشت . ابو الحسن با آن گروه به واسط آمد و از آنجا به سوى منصور روان شد . منصور نيز سپاهى گرد آورده بود .
يكى از امراى ترك به نام ابو صالح كور كير [ 1 ] نيز به يارى او برخاست . اين امير از جلال الدوله گريخته و نزد ابو كاليجار رفته بود . چون دو سپاه با يك ديگر مصاف دادند على بن طراد منهزم شد و به قتل رسيد . همچنين جماعتى از تركان كه جلال الدوله به يارى او فرستاده بود كشته شدند . و جزيرهء دبيسيه به منصور بن الحسين تعلق گرفت .
هامش
[ ( 1 ) ] متن : كركبر .