تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
پيشنهاد كردند تا شر دبيس را از سر ايشان كم كند و در عوض نهر الصله و نهر الفضل از آن خود او باشد .

سركوبى نور الدوله دبيس ، خفاجه را

در سال 446 بنى خفاجه قصد جامعين كردند كه از اعمال دبيس بن مزيد بود و در نواحى غربى فرات دست به آشوب و قتل و غارت زدند . دبيس در جانب شرقى فرات بود و از بساسيرى يارى خواست . بساسيرى خود بيامد و دبيس همراه او از فرات بگذشت و با خفاجه جنگيد و آنان را از جامعين براند . خفاجه روانهء باديه شدند ، دبيس نيز آنان را رها كرده باز گرديد . اما خفاجه بار ديگر فساد آغاز كردند و باز به باديه گريختند . اين بار دبيس تا خفان از پى ايشان براند و بسيارى از ايشان را بكشت . و خفان را محاصره كرد سپس بگرفت و خفاجه را از آنجا براند و به بغداد باز گرديد . اسيران خفاجه نيز با او بودند وى همه را بر دار كرد . سپس به حربى [ 1 ] رفت و آنجا را در محاصره گرفت و هفت هزار دينار بر آنان مقرر كرد و چون پذيرفتند امانشان داد .

نبرد دبيس با غزو خطبهء او به نام علوى صاحب مصر و بازگشت او به فرمانبردارى

چون دولت آل بويه منقرض شد و غزان بر آنان غلبه يافتند ، سلطان طغرلبك ، سلطان سلجوقى به حكومت رسيده به بغداد در آمد و بر امور خلافت مستولى شد و به نام او بر منابر اسلام خطبه خواندند . طغرل ، الملك الرحيم آخرين پادشاهان آل بويه را دستگير كرد و همه در اخبار ايشان آمده است . بساسيرى از الملك الرحيم ، پيش از رفتن الملك الرحيم از واسط به بغداد براى ديدار با طغرل ، جدا شده بود . در اين ايام ، تصميم گرفته بود كه با غزان دم مخالفت زند . قطلمش پسر عم طغرلبك جد پادشاهان روم فرزندان قلج ارسلان و سهم [ 2 ] الدوله ابو الفتح بن عمرو قريش بن بدران صاحب موصل عازم نبرد با بساسيرى و دبيس بن مزيد شدند . دبيس و بساسيرى با اينان در سنجار روبرو شدند . قطلمش و قريش بن بدران منهزم شدند . قريش را در حالى كه مجروح شده بود نزد دبيس بردند . دبيس او را خلعت داد و همه را با خود به موصل برد . دبيس و قريش و بساسيرى به سوى باديه روان شدند . جماعتى از بنى نمير صاحبان حران ورقه نيز با آنان بودند . سپاهيان سلطان طغرل به سردارى هزار اسب از امراى سلجوقى از پى ايشان
هامش
[ ( 1 ) ] متن : جرى . [ ( 2 ) ] متن : متمم الدوله .