راند و به بوازيج [ 1 ] رسيد . مسلم بن قريش از محاصره آزاد شده به رحبه رفت و دريافت كه موصل را از قلمرو او بيرون كردهاند و همهء اموالش به تاراج رفته است . رسولى نزد مؤيد الملك پسر خواجه نظام الملك فرستاد و از او خواست اجازت دهد كه با سلطان ديدار كند . مؤيد - الملك پس از گرفتن عهود و مواثيق بدان نحو كه خود مىخواست ، بدون اجازه داد . مسلم بن قريش از رحبه بيامد و مؤيد الملك او را نزد سلطان برد . و او هدايايى فاخر از اسب و ديگر چيزها تقديم نمود . از جمله آن هدايا اسبى بود كه او را از معركه رهانيده بود و هيچ اسبى در تاخت بر او پيشى نمىگرفت . مسلم بن قريش نزد سلطان مقامى ارجمند يافت . سلطان بار ديگر او را بر بلادى كه در تصرف داشت مستقر گردانيد . سلطان نيز از پى كارى كه در پيش داشت روان گرديد .
كشته شدن مسلم بن قريش و امارت پسرش ابراهيم
پيش از اين از قطلمش خويشاوند سلطان طغرلبك سخن آورديم . او را به بلاد روم رفت و آنجا را تصرف نموده و بر قونيه و اقصرا مستولى شده بود . چون بمرد پسرش سليمان به جاى او نشست . سليمان در سال 477 لشكر به انطاكيه برد و آنجا را از دست روميان بگرفت - و ما در اخبار او خواهيم آورد .
شرف الدوله مسلم بن قريش را بر مردم انطاكيه جزيهاى بود كه صاحب انطاكيه الكساندروس [ 2 ] كه از زعماى روم بود آن را ادا مىكرد . چون سليمان بن قطلمش انطاكيه را در تصرف آورد ، شرف الدوله نزد او كس فرستاد و خواستار آن جزيه گرديد و او را از اينكه سر از فرمان سلطان پيچيد بر حذر داشت . سليمان پاسخ داد كه من در طاعت سلطان هستم و اين امرى است كه بر كس پوشيده نيست . اما در باب جزيه ، مىگوييم كه جزيه مقرر است بر كفار كه سرانه آن را مىپردازند . اكنون كه خداوند آنان را به اسلام ره نموده است ، ديگر جزيهاى بر آنان مقرر نيست . شرف الدوله مسلم بن قريش برفت و اطراف انطاكيه را تاراج كرد . سليمان نيز برفت و اطراف حلب را تاراج كرد ، ولى چون مردم حلب به دو شكايت بردند ، فرمان داد تا اموال ايشان باز پس دهند .
شرف الدوله جماعاتى از اعراب و تركمانان به سردارى اميرشان جبق [ 3 ] گرد آورد و راهى انطاكيه شد . در ماه صفر سال 478 در حوالى انطاكيه با سليمان روبرو گرديد .
چون دو سپاه روبرو شدند ، امير جبق و تركمانان به سليمان مايل شدند و كار نبرد مسلم بن قريش مختل ماند . اعراب نيز به هزيمت رفتند . مسلم بن قريش در جنگ پاى فشرد تا با چهار صد تن از يارانش كشته شد . قلمرو حكومت او از نهر عيسى بود [ تا منبج ] و همهء
هامش
[ ( 1 ) ] متن : بواريح
[ ( 2 ) ] متن : القردروس .
[ ( 3 ) ] متن : جق .