تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
در برابر خواشاده پايدارى كرد تا خبر مرگ شرف الدولة بن بويه به او رسيد . بدين خبر خواشاده به موصل راند و اعراب در صحرا و امير باد در كوهستان ماندند .

بازگشت بنى حمدان به موصل و كشته شدن امير باد

ابو طاهر ابراهيم و ابو عبد اللّه الحسين [ 1 ] پسران ناصر الدولة بن حمدان پس از هلاكت برادرشان ابو تغلب به عراق رفتند و در بغداد در خدمت شرف الدولة بن عضد الدوله ماندند . چون خواشاده امارت موصل يافت ، شرف الدوله آن دو را به موصل فرستاد . ولى اصحاب او بر او خرده گرفتند ، پس به خواشاده نوشت كه آن دو برادر را به شهر راه ندهد ، در ضمن در نامه‌اى از آنها خواست كه از راه باز گردند ولى آنان به سخن او گوش ندادند و شتابان به موصل راندند و در بيرون شهر فرود آمدند . اهالى موصل بر ديلميان و تركانى كه در نزد ايشان بودند بشوريدند و به بنى حمدان پيوستند . ديلميان سپاهى به نبرد آنان گسيل داشتند ولى منهزم شدند و خلق كثيرى از آنان كشته شد و باقى به دار الاماره پناه بردند . مردم موصل قصد قتل عام ديلميان را داشتند ولى بنى حمدان مانع شدند . و خواشاده و ياران او را امان دادند تا از شهر خارج شده به بغداد روند . آنگاه موصل را در تصرف آوردند . اعراب از هر ناحيه چون سيل به نزد آنان گرد آمدند . اين خبر به امير باد كه در ديار بكر بود رسيد . كردان بشنويه [ 2 ] كه در قلعهء فنك [ 3 ] بودند بر او گرد آمدند و او نيز سپاهى بزرگ تشكيل داد . امير باد به مردم موصل چند نامه نوشت و به دلجويى از ايشان پرداخت . بعضى نيز به دو پاسخ موافق دادند . پس به راه افتاد و در موصل فرود آمد . ابو طاهر و ابو عبد اللّه پسران حمدان نزد ابو الذواد [ 4 ] محمد بن المسيب كس فرستادند و از او يارى طلبيدند . محمد بن - المسيب امير بنى عقيل بود . محمد بن المسيب گفت بدين شرط به يارى آنها مىآيد كه جزيرهء ابن عمرو نصيبين را به دو واگذارند و آن دو قبول كردند . ابو عبد اللّه نزد ابو الذواد رفته بود و برادرش ابو طاهر در موصل مانده بود و امير باد موصل را در محاصره داشت . ابو الذواد [ 5 ] با قوم و قبيلهء خود با ابو عبد اللّه بن حمدان به سوى موصل در حركت آمدند و در بلد [ 6 ] از دجله گذشتند و از پشت سر امير باد آشكار شدند . ابو طاهر و حمدانيان نيز از روبرو حمله آوردند . ناگهان اسب باد او را بر زمين زد و استخوان ترقوه‌اش بشكست و نتوانست از زمين برخيزد . چون دشمن حمله آورد ، اصحابش او را رها كرده بگريختند . باد به دست يكى از اعراب كشته شد . سرش را نزد پسران حمدان بردند و لشكر پيروزمند به موصل باز گرديد . اين واقعه
هامش
[ ( 1 ) ] متن : الحسن [ ( 2 ) ] متن : بثنويه [ ( 3 ) ] متن : فسك . [ ( 4 ) ] متن : ابو عبد اللّه [ ( 5 ) ] متن : ابو لرواد [ ( 6 ) ] متن : بدر .