ابو المعالى به بكجور نامه نوشت و از او دلجويى نمود و حقوق نعمت ديرين را فرايادش آورد و گفت كه از رقه تا حمص را به اقطاع او دهد ولى بكجور نپذيرفت .
ابو المعالى به صاحب انطاكيه نامه نوشت و از او يارى خواست . او نيز سپاهى از روميان را به يارىاش فرستاد . همچنين به اعرابى كه در خدمت بكجور بودند نامه فرستاد و آنان را به دادن اموال و اقطاعات عليه بكجور بر انگيخت . آنان نيز وعده دادند كه چون نبرد آغاز شود او را تنها خواهند گذاشت .
چون دو سپاه روبرو شدند و جنگ آغاز شد ، اعراب بر لشكرگاه بكجور زدند و آن را تاراج كردند و به ابو المعالى پيوستند . بكجور دل بر مرگ نهاد و بدانجا كه ابو المعالى ايستاده بود حمله آورد ، ولى لؤلؤ او را از مكان مقرر دور كرده بود و خود به جاى او ايستاده بود تا او را آسيبى نرسد . چون بكجور نزديك شد لؤلؤ بر او تاخت و ضربتى سخت بر او نواخت . يارانش گردش را گرفتند و از معركهاش به در بردند .
يكى از ياران او نزد ابو المعالى آمد و گفت اگر شروط مرا بپذيرى ، بكجور را تسليم تو كنم . ابو المعالى بپذيرفت ، او نيز بكجور را بياورد . ابو المعالى او را به قتل آورد و خود به رقه رفت . سلامة الرشيقى غلام بكجور در رقه مانده بود . همچنين فرزندان او و نيز ابو الحسن على بن الحسين المغربى وزير او . اينان همه از ابو المعالى سعد الدوله امان خواستند و او امانشان داد . آنها از رقه برفتند و اموال خود ببردند . اين اموال در نظر ابو المعالى بسيار آمد و گفت نمىپنداشتم كه بكجور صاحب اين همه اموال باشد . قاضى ابو الحصين كه حاضر بود گفت : همهء اينها از آن تو است ، زيرا بكجور بردهاى بيش نبود و برده مالك چيزى نمىشود . پس بدين فتوى ابو المعالى همهء آن اموال بستد . العزيز باللّه به شفاعت كس فرستاد ولى ابو المعالى نپذيرفت و پاسخى ناخوش داد . وزير ابو الحسن على بن الحسين المغربى به مشهد على ( ع ) پناه برد .
خبر امير باد كرد و كشته شدن او در موصل
كردان حميدى در نواحى موصل جاى داشتند . يكى از رؤساى معروف آنان امير باد بود گويند كه باد لقب او بود و ابو عبد اللّه حسين بن دوستك [ 1 ] نام داشت . و گويند كه باد نام او بود و كنيهاش ابو شجاع بن دوستك بود ، و برادرش ابو عبد اللّه حسين نام داشت . اين امير باد را شدت و سطوتى عظيم بود و قوافل را به وحشت مىانداخت و هر چه از غارت قوافل به دست مىآورد در ميان افراد عشاير كرد بذل مىكرد ، از اين رو شمار يارانش افزون شد . نخست به ارمينيه لشكر برد و ارجيش را تصرف كرد . سپس به ديار بكر باز گشت . چون
هامش
[ ( 1 ) ] متن : ذوشتك .