شد . بدين گونه در هر ناحيه خون مردانى از اهل بيت پيامبر بر خاك مىريخت و ما آن - همه را در اخبار دولت بنى اميه و بنى عباس آورديم .
آنگاه در ميان شيعه در موضوع امامت اختلافها پديد آمد و به چند فرقه تقسيم شدند .
گروهى اماميه هستند . اينان مىگويند كه پيامبر ( ص ) وصيت كرد كه امامت از آن على است و از اين رو او را وصى رسول مىنامند و از شيخين ( - ابو بكر و عمر ) كه به عقيدهء ايشان على را از رسيدن به حقش باز داشتند بيزارى مىجويند . اينان بودند كه در كوفه بر سر رد و قبول شيخين با زيد ، آنگاه كه دعوت آشكار كرد ، به منازعت برخاستند و هر كس را كه از شيخين بيزارى نمىجست رفض كردند . از اين رو اين گروه را رافضى گفتند . ( رافضى : رد كننده ، طرد كننده ) .
گروه ديگر از شيعه ، زيديهاند . اينان به امامت در فرزندان فاطمه قائلاند . زيرا على و فرزندان او را - البته با شروطى كه عنوان مىكنند - از ديگران برتر مىدانند . نيز امامت شيخين را درست مىشمارند ، هر چند على بر آن دو افضل بوده است . اين مذهب زيد و پيروان اوست . شمار اينان از ديگر فرق شيعه بيشتر است و اينان از غلو و انحراف دورتراند [ 1 ] .
نيز از فرق شيعه است ، كيسانيه منسوب به كيسان . اينان به امامت محمد بن الحنفيه قائلاند و مىگويند كه محمد بن الحنفيه و فرزندان او بعد از حسن و حسين اماماند . از اين گروهند ، شيعيان بنى عباس كه مىگويند ابو هاشم پسر محمد بن الحنفيه وصيت كرد كه پس از او امامت از آن محمد بن على بن عبد اللّه بن عباس خواهد بود .
اين مذاهب در ميان شيعه منتشر شد و هر مذهب خود به فرقههايى تقسيم گرديد كيسانيه شيعيان محمد بن الحنفيه بيشترين در عراق و خراسان بودند . چون كار بنى اميه روى در تراجع نهاد ، اهل بيت در مدينه اجتماع كردند و در نهان با محمد بن عبد اللّه بن الحسن المثنى فرزند حسن بن على [ ع ] بيعت كردند . در اين مجمع عبد اللّه بن محمد بن على بن عبد اللّه بن عباس ( كه همان منصور باشد ) نيز حضور داشت . او نيز با ديگر اهل بيت با محمد بن عبد اللّه بن الحسن بيعت نمود . اينان از آن رو با او بيعت كردند كه فضيلت او را بر همگان مىشناختند . به سبب همين بيعت بود كه مالك و ابو حنيفه رحمهما اللّه بدان هنگام كه در حجاز خروج كرد به جانبدارى او برخاستند و امامت او را از امامت ابو جعفر المنصور صحيحتر مىدانستند . به اعتقاد شيعه امامت از زيد بن على به وصيت به او رسيده بود . ابو حنيفه همواره قائل به فضيلت او بود و از حق او دفاع مىكرد . و اين امر سبب - شد كه در ايام خلافت ابو جعفر المنصور ، آن دو - ابو حنيفه و مالك - به مصيباتى گرفتار آيند ،
هامش
[ ( 1 ) ] البته به عقيدهء ابن خلدون