تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
بمرد . خليفه ، عبد اللّه بن الهيثم بن عبد اللّه بن المعتمر [ 1 ] را به جاى او فرستاد .

آغاز دولت و ولايت ابو الهيجاء عبد اللّه بن حمدان بر موصل

چون المكتفى باللّه به خلافت رسيد ، ابو الهيجاء ، عبد اللّه بن حمدان را بر موصل و اعمال آن امارت داد . كردان هدبانى در آن نواحى عصيان كرده بودند و سر كردهء آنان محمد بن بلال [ 2 ] بود . ابو الهيجاء با آنان به نبرد پرداخت و به تعقيب آنان از دجله بگذشت و به جانب شرقى رفت و در خازر با ايشان در آويخت . سيماى حمدانى از موالى او كشته شد . خليفه در سال 294 لشكرى به يارىاش فرستاد . ابو الهيجاء در آذربايجان با كردان بار ديگر نبرد آغاز كرد و محمد بن بلال را با همهء خاندان و فرزندانش منهزم و كردان را كشتار و تاراج كرد . سپس محمد بن بلال امان خواست و به موصل نزد او آمد . ديگر كردان حميدى نيز امان خواستند و كار ابو الهيجاء رونق و استقامت گرفت . در سال 296 در بغداد ، فتنهء خلع المقتدر باللّه و قتل وزير او عباس بن الحسن واقع شد ، و پس از خلع المقتدر باللّه يك روز يا كمتر از يك روز با عبد اللّه بن المعتز بيعت شد و بار ديگر المقتدر به خلافت باز گشت . و ما در اخبار دولت عباسى از آن سخن گفتيم . حسين بن حمدان در ديار ربيعه بود ، او از كسانى بود كه در اين فتنه دست داشت و در قتل وزير با چند تن ديگر شريك بود . پس از شكست توطئه ، بگريخت . المقتدر به قصد دستگيرىاش قاسم بن سيما و جماعتى از سرداران را بفرستاد ولى اينان بر او دست نيافتند . المقتدر به ابو الهيجاء كه در موصل بود نامه نوشت و او نيز با قاسم بن سيما همراه گرديد . در حوالى تكريت حسين بن حمدان با آنان روبرو شد و شكست خورد . از خليفه امان خواست و خليفه امانش داد و بر او خلعت پوشيد و بر اعمال قم و كاشان امارتش داد ولى پس از چندى او را به ديار ربيعه باز گردانيد .

عصيان ابو الهيجاء [ عبد اللّه بن حمدان ] ، سپس شورش حسين بن حمدان

در سال 299 ، ابو الهيجاء در موصل علم مخالفت برداشت و اين عصيان تا سال 302 ادامه داشت . حسين بن حمدان چنان كه گفتيم در ديار ربيعه بود . وزير ، على [ 3 ] بن عيسى [ بن داود بن الجراح ] از او خواست تا اموال را به بغداد فرستد ولى او امتناع كرد ، سپس از او خواست كه بلاد اطراف را به عمال سپارد ، نيز سر برتافت ؛ سپاهى بر سرش فرستاد ، حسين آن سپاه را شكست داد . وزير به مونس العجلى كه در مصر سرگرم نبرد با سپاهيان علوى بود نوشت و از او خواست پس از فراغت از امور آن طرف به نبرد حسين بن حمدان رود . در
هامش
[ ( 1 ) ] متن : المعتمد [ ( 2 ) ] متن : سلال [ ( 3 ) ] متن : عيسى بن عيسى .