يارى خواست ولى پيش از آنكه يارى به او رسد ، منهزم گرديد .
آنگاه ميان اسحاق بن كنداجق و يوسف بن ابى الساج فتنه افتاد . ابن ابى الساج به نام ابن طولون [ 1 ] دعوت آغاز كرد و بر ناحيهء جزيره و موصل غلبه يافت ولى پس از چندى از او روى بر تافت و آن نواحى را به اسحاق بن كنداجق سپرد . او نيز در سال 279 هارون بن سيما را بر آن ديار امارت داد ولى مردم او را از خود راندند . هارون بن سيما از بنى شيبان يارى خواست ، بنى شيبان همراه او روانهء موصل شدند . مردم موصل از خوارج و بنى تغلب مدد طلبيدند . هارون بن عبد اللّه الشارى [ 2 ] و حمدان بن حمدون به يارى او شتافتند ولى از بنى شيبان شكست خوردند . مردم موصل از هارون بن سيما بيمناك بودند .
از اين رو كس به بغداد فرستادند و از درگاه خلافت مدد جستند . معتمد نيز على بن داود بن رهزاد كرد [ 3 ] را به موصل فرستاد .
چون المعتضد باللّه به خلافت نشست و از همدستى حمدان بن حمدون و هارون الشارى [ 4 ] و اعمال بنى شيبان خبر يافت - اين به هنگامى بود كه براى اصلاح امور جزيره بيرون آمده بود ، و بنى شيبان با او به فرمانبردارى پيمان بسته بودند - عازم نبرد حمدان بن حمدون شد و او را درهم شكست . حمدان را به مارد بن راند ، او پسر خود حسين را در آنجا نهاد و خود بگريخت . المعتضد با وصيف [ موشگير ] و نصر القشورى [ 5 ] از پى او روان شد . اينان بر دير زعفران گذشتند حسين بن حمدان در آنجا بود ، امان خواست او را امان دادند و نزد معتضدش فرستادند . معتضد فرمان داد قلعه را ويران كنند . وصيف با حمدان بن حمدون روبرو شد و سپاه او را درهم شكست ؛ حمدان به جانب غربى دجله رفت و از آنجا به لشكرگاه معتضد پيوست .
اسحاق بن ايوب التغلبى پيش از اين به فرمان خليفه در آمده بود و در لشكرگاه مىزيست .
حمدان به خيمهء او در آمد و خود را تسليم او كرد . اسحاق او را نزد معتضد آورد و معتضد فرمان داد به زندانش كنند .
نصر القشورى از پى هارون [ الشارى ] رفت ، خوارج منهزم شدند . هارون خود به آذربايجان گريخت و ديگر خوارج از المعتضد امان خواستند . هارون به باديه بازگرديد . المعتضد در سال 283 بار ديگر از پى هارون روان شد . بر مقدمه وصيف را فرستاد ، حسين بن حمدان بن حمدون [ 6 ] نيز با او بود . حسين از المعتضد خواست كه اگر اين مهم به انجام رساند و هارون خارجى را بياورد ، پدرش را از زندان آزاد سازد . المعتضد اين شرط بپذيرفت . حسين برفت و هارون را اسير كرده نزد معتضد آورد . معتضد او و برادرش را خلعت و طوق داد و بند از حمدان برداشت و او را وعدهء آزادى داد . اسحاق بن ايوب العدوى كه بر ديار ربيعه فرمان مىراند
هامش
[ ( 1 ) ] ابن طولون ، مراد خمارويه است
[ ( 2 ) ] متن : السارى
[ ( 3 ) ] متن : على بن داود الازدى .
[ ( 4 ) ] متن : هارون السارى
[ ( 5 ) ] متن : القسورى
[ ( 6 ) ] متن : بكر بن .