تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
بود . منصور بن فاتك از مفضل [ 1 ] بن ابى البركات صاحب دژ تعكر يارى خواست . مفضل به يارى او در حركت آمد ولى در راه شنيد كه مردم تعكر عليه او عصيان كرده‌اند و از راه باز گشت . منصور همچنان بر سرير قدرت خويش بود تا آنگاه كه ابو منصور عبيد اللّه را به وزارت برگزيد و او در سال 517 زهرش داد و بكشت . چون منصور بن فاتك هلاك شد ، ابو منصور پسر خردسال او را كه فاتك نام داشت به جاى پدر نشاند و زمام امور ملك را خود به دست گرفت . اين وزير همواره در تحقير خاندان نجاح مىكوشيد تا آنجا كه مادر فاتك بن منصور از شهر بگريخت و در خارج شهر مسكن گزيد . ابو منصور مردى دلير و جنگاور بود . او را با دشمنان چند نبرد سخت اتفاق افتاد . ابن نجيب داعى علوى به جنگ او برخاست ولى بر او پيروز نگرديد . او بود كه در زبيد براى فقهاء چند مدرسه بنا كرد و به كار حاجيان توجهى نيكو نمود . آنگاه از مفارك ( ؟ ) دختر جياش خواست كه با او همبستر شود و آن زن چون از اين كار گزيرش نبود تن در داد . چون كار خود به پايان آورد زن ذكر او را با دستمالى زهر آگين پاك كرد ، گوشت تنش فرو ريخت و بمرد . اين واقعه در سال 524 اتفاق افتاد . چون ابو منصور بمرد امور دولت فاتك بن منصور را زريق از موالى نجاح به دست گرفت . عماره گويد : او نيز شجاع و جنگاور بود و از موالى ويژهء مادر فاتك بود . عماره گويد : در سال 531 فاتك بن منصور بمرد . پس از او عمش و همنامش فاتك بن محمد بن فاتك به جاى او امارت يافت . سرور كار وزارت و تدبير دولت و رزم با دشمنان را به عهده گرفت . او همواره ملازم مسجد بود ، روز جمعهء دوازدهم ماه صفر سال 551 در مسجد نماز عصر مىخواند ، به توطئهء على بن مهدى الخارجى كشته شد . فاتك بن محمد به خشم آمد و قاتل را بكشت و جماعتى از مسجديان را نيز بكشت . موالى نجاح درهم افتادند . على بن مهدى الخارجى بارها حمله كرد و آنان را در محاصره افكند . عاقبت از الشريف المنصور احمد بن حمزة السليمانى مدد خواستند . او صاحب صعده بود . گفت در صورتى كه او را بر خود امير سازند و سرورشان فاتك بن محمد را بكشند به ياريشان خواهد شتافت . آنان فاتك بن محمد را در سال 553 كشتند و شريف احمد را بر خود امير ساختند . او نيز در برابر على بن مهدى پايدارى نتوانست و در تاريكى شب بگريخت . زبيد در سال 554 به دست على بن مهدى افتاد و دولت آل انجاح به كلى منقرض گرديد . و الملك للّه .
هامش
[ ( 1 ) ] متن : فضل .