آنگاه عبيد اللّه بن عباس و سپس برادرش عبد اللّه امارت يمن يافتند . معاويه فيروز ديلمى را امارت يمن داد . فيروز در سال 53 از دنيا برفت .
در سال 72 ، عبد الملك بن مروان آنگاه كه حجاج بن يوسف را به جنگ ابن الزبير مىفرستاد ، يمن را در اختيار حجاج بن يوسف گذاشت .
چون دولت بنى عباس روى كار آمد ، سفاح عم خود داود بن على را امارت يمن داد و او در سال 133 بمرد . آنگاه محمد بن يزيد بن عبد اللّه بن المدان [ 1 ] از سوى سفاح امارت يمن يافت .
و همواره واليانى به يمن مىآمدند و در صنعاء استقرار مىيافتند تا زمان مأمون كه در نواحى يمن داعيان طالبيين پديدار شدند و ابو السرايا كه از بنى شيبان عراق بود با محمد بن ابراهيم بن اسماعيل بن ابراهيم بن الحسن بيعت كرد . همه جا نابسامانى و آشوب شد و او عمال خود را به اطراف روان نمود ، تا عاقبت كشته و با محمد بن جعفر الصادق در حجاز بيعت شد . در سال 200 در يمن ابراهيم بن موسى الكاظم آشكار شد ولى كار بر او قرار نگرفت . او را به سبب خونريزيهاى بسيارش ابراهيم جزار ( قصاب ) مىگفتند .
مأمون سپاه به يمن فرستاد . سپاه مأمون همه جا را زير پى سپرد و بسيارى از وجوه مردم يمن را به بغداد راند تا كارها به سامان آمد . و ما در اين باب سخن خواهيم گفت .
فراخواندن محمد بن عبد اللّه بن زياد مردم يمن را به اطاعت عباسيان
چون وجوه مردم يمن نزد مأمون رفتند ، محمد بن عبد اللّه بن [ 2 ] زياد از فرزندان عبد اللّه بن زياد بن ابى سفيان نيز در ميان آنان بود . از مأمون خواست كه در او به لطف خويش بنگرد ، و بر عهده گرفت كه يمن را از علويان تهى سازد . مأمون او را صله داد و امارت يمن را به دو تفويض نمود . محمد در سال 203 به يمن رفت . نخست تهامهء يمن را فتح كرد - و آن سرزمينهايى است بر ساحل دريا و در غرب يمن - و در آنجا شهر زبيد را بنا نهاد . خود در آن شهر فرود آمد و آن را كرسى آن مملكت قرار داد .
محمد بن عبد اللّه بن زياد ، يكى از موالى خود جعفر را امارت ناحيهء جبال داد . نيز باقى سرزمين تهامه را پس از جنگهايى در تصرف آورد و با اعراب چنان شرط كرد كه هيچ يك حق ندارند بر اسب سوار شوند . آنگاه بر تمام يمن مستولى شد . آنگاه حضرموت و شحر و ديار كنده در طاعت او در آمد و به مقام تبعها [ پادشاهان پيشين يمن ] رسيد .
در صنعاء كه كرسى يمن بود بنى يعفر [ 3 ] - از حميريان - با بقاياى تبعها حكومت مىكردند .
اينان از تابعان دولت عباسى بودند ، و علاوه بر صنعاء نسفان [ 4 ] و نجران و جرش را نيز در
هامش
[ ( 1 ) ] متن : عبيد اللّه بن عبد الملك بن الدار
[ ( 2 ) ] متن : محمد زياد .
[ ( 3 ) ] متن : بنى جعفر
[ ( 4 ) ] متن : سحان .