واقعهء ديگرى باز مسلمانان پيروز شدند و نه كشتى آنان را به غنيمت گرفتند . در اين احوال مسلمانان رخنهاى را در باروى شهر قصريانه شناختند و از آنجا به شهر در آمدند ، مشركان به دژ پناه بردند و امان خواستند . اين شهر و دژ به دست مسلمانان افتاد و هر چه در آنجا بود به غنيمت گرفته به بلرم باز آمدند ، تا خبر وفات زيادة اللّه را شنيدند . نخست در كار خود سست شدند ولى تن و توش خود را باز يافتند و در جهاد پاى فشردند .
مرگ زيادة اللّه در اواسط سال 223 بود . مدت امارت او بيست و يك سال و نيم بود .
ابو عقال اغلب بن ابراهيم بن الاغلب
چون زيادة اللّه بن ابراهيم بن الاغلب بمرد ، برادرش ، اغلب بن ابراهيم كه از ابو عقال كينه داشت به جايش نشست . او به سپاهيان نيكى كرد و رسم ستم برانداخت و به ارزاق عمال و كارگزاران خود در افزود و دست ستم آنان را از رعيت كوتاه كرد .
خوارج زواغه و لواته و مكناسه در قسطيليه به خلاف او برخاستند و عامل آنجا را كشتند .
ابو عقال سپاهى بفرستاد و نافرمانان را گوشمالى به واجب داد و جمعى را نيز بكشت .
در سال 224 سپاهى به صقليه فرستاد ، اينان پيروزمند با غنايم بسيار باز گرديدند . در سال 225 چند دژ از دژهاى صقليه امان خواستند و امانشان داد و آن دژها را به صلح بگشود .
كشتيهاى جنگى مسلمانان در عصر او به قلوريه رسيد ، آنجا را نيز فتح كرد و با كشتيهاى جنگى قسطنطينيه رو به رو گرديد و پس از نبردى آنها را منهزم ساخت . در سال 226 سپاهيان مسلمانان كه در صقليه بودند تا قصريانه پيش رفتند و در آن نواحى كشتار بسيار كردند و ما بدان اشارت خواهيم كرد .
اغلب بن ابراهيم بن الاغلب در ماه ربيع الآخر سال 226 پس از دو سال و هفت ماه فرمانروايى ، رخت از جهان بربست .
ابو العباس محمد بن الاغلب بن ابراهيم
چون ابو عقال اغلب بن ابراهيم از دنيا برفت ، پسرش ابو العباس محمد به جايش نشست .
سراسر افريقيه به فرمانش بود . در نزديكى تاهرت شهرى بنا كرد و آن را عباسيه نام نهاد و اين در سال 227 بود . اين شهر را افلح بن عبد الوهاب بن رستم بسوخت و نزد صاحب اندلس نامه نوشت تا با اين كار كه كرده بود نزد او تقرب جويد . او نيز صد هزار درهم برايش بفرستاد .
ابو العباس محمد بن الاغلب در سال 234 پس از عزل عبد اللّه بن ابى الجواد ، سحنون [ بن سعيد بن حبيب التنوخى ] را منصب قضا داد . او عبد اللّه بن ابى الجواد را بزد تا بمرد و سحنون در سال 240 در گذشت .