218 در جزيره شريك ، عصيان كرد . عبد السلام بن المفرج الربعى به دو پيوست . سپاه زيادة اللّه به قتالشان آمد ، عبد السلام در اين نبرد كشته شد . فضل به شهر تونس رفت و در آنجا حصار گرفت . سپاه زيادة اللّه محاصرهاش نمود تا او را فرو گرفتند و بسيارى از يارانش را كشتند ، باقى نيز بگريختند تا آنگاه كه زيادة اللّه امانشان داد و بازگشتند .
در سال 219 اسد بن الفرات صقليه را فتح كرد . صقليه از اعمال روم بود و امور آن را صاحب قسطنطينيه به عهده داشت . او در سال 211 يكى از سرداران را به نام قسطنطين [ 1 ] حكومت آنجا داد و يكى ديگر از سرداران دورانديش و دلير را فرمانده كشتيهاى جنگى نمود و او به سواحل افريقيه به نبرد آمد و همه جا را به باد غارت داد . پس از چندى پادشاه روم به قسطنطين نوشت كه فرمانده سپاه دريايى را بگيرد و بكشد . اين خبر به گوش او رسيد و عصيان آشكار كرد و يارانش به حمايتش برخاستند . او به شهر سرقوسه - از بلاد صقليه - آمد و آن را تصرف نمود . قسطنطين به جنگ او رفت ، آن سردار منهزمش ساخت . قسطنطين به شهر قطانيه [ 2 ] گريخت . سپاه آن سردار از پى او به شهر در آمد ، شهر را بگرفت و او را بكشت و بر سراسر صقليه مستولى گرديد ، و خود را پادشاه خواند .
سردار رومى مردى را به نام بلاطه بر ناحيهاى از جزيرهء صقليه فرمانروايى داد . ميخاييل پسر عم بلاطه نيز فرمانرواى شهر بلرم [ 3 ] بود . اين دو به خلاف آن سردار برخاستند و بلاطه شهر سرقوسه را در تصرف گرفت . آن سردار با كشتيهاى جنگى خود به افريقيه رفت تا از زيادة اللّه يارى جويد ، زيادة اللّه سپاهى به سردارى اسد بن الفرات ، قاضى قيروان ، به يارىاش گسيل داشت . اينان در ماه ربيع [ الاول ] سال 112 عازم صقليه شدند و در شهر مازر فرود آمدند و به سوى بلاطه راندند . جنگى در گرفت و بلاطه و روميانى كه با او بودند بگريختند و اموالشان به دست فاتحان افتاد .
بلاطه به قلوريه [ 4 ] گريخت و در آنجا به قتل رسيد . مسلمانان بر چند دژ از دژهاى جزيره مستولى گرديدند و به قلعهء كراث [ 5 ] رسيدند ، در آنجا خلق كثيرى گرد آمده بود .
اينان قاضى اسد بن الفرات را بفريفتند كه صلح كند و جزيه بستاند و در اين ايام به استحكام مواضع خود پرداختند . قاضى اسد بن الفرات چون چنان ديد ، آنان را محاصره كرد و به هر سو گروههايى از لشكر را فرستاد و با غنايم بسيار بازگشتند . مسلمانان شهر سرقوسه را نيز از دريا و خشكى محاصره نمودند . در اين احوال سپاهى از قسطنطينيه برسيد و مسلمانان نيز به بيماريهاى صعب دچار شدند و اسد بن الفرات سردارشان در اثر آن بيمارى بمرد . [ مسلمانان پس از او محمد بن ابى الحوارى را بر خود امير ساختند . مسلمانان قصد آن داشتند كه از
هامش
[ ( 1 ) ] متن : قسنطيل
[ ( 2 ) ] متن : نطانيه
[ ( 3 ) ] متن : بليرم
[ ( 4 ) ] متن : فلونره .
[ ( 5 ) ] متن : كرات .