سال بياوردند . ابن الاغلب بر آنان ببخشود و ايشان به بلاد خود باز گشتند .
در سال 195 عمران بن مجالد الربعى بر ابن الاغلب عصيان كرد . عمران بن مجالد در تونس بود ، قريش بن التونسى نيز با او همدست گرديد و شمار يارانشان افزون گشت . عمران به قيروان راند و آنجا را در تصرف آورد . قريش نيز از تونس بيامد . ابراهيم بن الاغلب فرمان داد تا گرداگرد عباسيه را خندق كندند . دشمن به محاصرهاش افكند و محاصره يك سال تمام مدت گرفت . ميان ابراهيم بن الاغلب و آنان مدتى نبرد بود . سرانجام ابراهيم پيروز گرديد .
عمران بن مجالد ، نزد اسد بن الفرات قاضى كس فرستاده و او را به خروج فرا خوانده بود ولى اسد سر بر تافته بود .
هارون الرشيد مالى گزاف براى ابراهيم بن الاغلب گسيل داشت . او نيز مردم را دعوت كرد كه بيايند تا ايشان را عطا دهد . ياران عمران بن مجالد نيز بيامدند و اين امر سبب شكست در كار او گرديد . به ناچار خود را به زاب رسانيد و در آنجا ببود تا ابن الاغلب بمرد .
ابراهيم بن الاغلب پسر خود عبد اللّه بن ابراهيم را در سال 196 به طرابلس فرستاد .
لشكريان در آنجا شورش كردند و او را در خانهاش به محاصره افكندند . سپس امانش دادند بدان شرط كه از شهرشان بيرون رود ، او نيز بيرون رفت . در خارج شهر جماعتى بر او گرد آمدند ، او نيز باب عطا بگشود و بربرها از هر سو نزدش اجتماع كردند . پس عبد اللّه به طرابلس لشكر برد و سپاهى را كه در آنجا بود بشكست و به شهر داخل گرديد . پس از چندى پدر عزلش كرد و سفيان بن المضاء را به جاى او فرستاد . قبيلهء هواره كه در طرابلس بود آشوب كرد و بر سپاه سفيان بن المضاء حمله آورد ، اينان بگريختند و نزد ابراهيم بن الاغلب رفتند .
او پسر خود عبد اللّه را با سيزده هزار سپاهى بار ديگر به طرابلس فرستاد . اينان هواره را سخت فرو كوبيدند و كشتار بسيار كردند و با روى شهر را از نو بساختند . خبر به عبد الوهاب بن - عبد الرحمان بن رستم رسيد . او بربرها را گرد آورد و به طرابلس راند . عبد اللّه [ 1 ] بن ابراهيم دروازهء زناته را بست و تنها از دروازهء هواره مىجنگيد . در اين احوال خبر مرگ پدرش را آوردند ؛ او چنين مصالحه كرد كه شهر و دريا از آن او باشد و اعمال طرابلس از آن عبد الوهاب و به قيروان رفت .
وفات ابراهيم بن الاغلب در ماه شوال سال 196 بود .
ابو العباس عبد اللّه بن ابراهيم بن الاغلب
چون ابراهيم بن الاغلب را مرگ فرا رسيد ، ولايت عهد پسرش عبد اللّه بود . در آن هنگام عبد اللّه از مستقر پدر دور و در طرابلس در محاصرهء بربرها بود ؛ پسر ديگرش زيادة اللّه
هامش
[ ( 1 ) ] متن : عبد الرحمن .