توصيه كرد كه او را به جانشينى خود برگزيند ، و ابراهيم چنان كرد و در قيروان براى زيادة اللّه بيعت گرفت و ماجرى به عبد اللّه نوشت .
ابو العباس عبد اللّه بن ابراهيم در ماه صفر سال 197 به قيروان آمد . زيادة اللّه حكومت را تسليم او نمود ، ولى زيادة اللّه با آنكه حكومت به برادر واگذاشته بود ، رعايت حق برادر نمىنمود و همواره به عيبجويى و بدگويى از او مىپرداخت .
پدرش ابراهيم بنيان ملك را آنچنان استوار نهاده بود كه در ايام حكومت او هيچ فتنهاى پديد نيامد . گويند هلاكتش به دعاى حفص بن عمر الجزرى [ 1 ] يكى از اولياء و صالحين بود ، از مردم قموده [ 2 ] و مهريك ( ؟ ) . حفص و جماعتى از صلحاء نزد او آمدند و از ستمى كه بر مردم مىرفت شكايت كردند و عبد اللّه به سخنشان گوش نداد . حفص چون از نزد او بيرون آمد نفرينش كرد . در همان نزديكى قرحهاى در گوشش پديد آمد و در ماه ذو الحجهء سال 201 پس از پنج سال كه از حكومتش رفته بود ، به حياتش پايان داد .
زيادة اللّه بن ابراهيم بن الاغلب
چون ابو العباس بمرد ، برادرش زيادة اللّه زمام امور را به دست گرفت . از سوى مأمون او را منشور حكومت آمد ، نوشته بود كه بايد در منابر خود عبد اللّه بن طاهر را دعا كند . زيادة اللّه از اين سخن سخت بر آشفت و دينارى چند كه سكهء ادريسيان بر آن نقش بود ، برايش بفرستاد ، و اين كنايه از دگرگون ساختن دعوت عباسى بود . خويشاوندانش ، چون برادرش اغلب و فرزندان برادرش ابو العباس عبد اللّه ، يعنى ابو فخر محمد [ 3 ] و ابو الاغلب ابراهيم و عمر از او اجازت خواستند كه به حج روند ، او نيز اجازت داد . آنان برفتند و حج بگزاردند و چون بيامدند در مصر اقامت گزيدند تا آنگاه كه ميان زيادة اللّه و سپاهش جنگهايى در گرفت ؛ آنان را فرا خواند و برادر خود اغلب را به وزارت برگزيد و از هر سو فتنه برخاست و هر رئيسى در ناحيهاى علم خود سرى برافراشت و آن ناحيه را بگرفت . آنگاه همه روى به قيروان نهادند و زيادة اللّه را محاصره نمودند .
سر كردهء مخالفان ، زياد بن سهل معروف به ابن الصقلبيه [ 4 ] بود . او در سال 207 سپاهى گرد آورد و شهر باجه را محاصره نمود . سپاهى از سوى زيادة اللّه به جنگش رفت . او را منهزم نمود و يارانش را بكشت .
آنگاه منصور الطنبدى [ 5 ] در طنبد عصيان كرد و به تونس راند و آنجا را بگرفت . عامل تونس اسماعيل بن سالم بن سفيان [ 6 ] بود و سفيان برادر اغلب بود . منصور الطنبدى او را به
هامش
[ ( 1 ) ] متن : حفص بن حميد
[ ( 2 ) ] متن : حموده
[ ( 3 ) ] متن : ابو محمد بهر .
[ ( 4 ) ] متن : الصقليه
[ ( 5 ) ] متن : الترمذى
[ ( 6 ) ] متن : اسماعيل بن سفيان .