تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
به دست گرفت . فرناندو گونثالث ، قومس البه نيز هلاك شد . پس از او پسرش گارسيا امارت يافت . راميرو با مسلمانان در يكى از جنگهاى تابستانى ( صوايف ) در ثغر رو به رو گرديد . پس از هلاكت حكم المستنصر ، او قتل و تاراجهاى بسيار كرد تا آنگاه كه خداوند منصور بن ابى - عامر ، حاجب پسرش هشام را به ياريشان رسانيد . او به راميرو شكستهاى پى در پى وارد آورد تا او را در سموره و سپس در ليون محاصره كرد ، آنگاه گارسيا پسر فرناندو صاحب البه را مورد تاخت و تاز قرار داد . پادشاه بشكنس نيز به يارى راميرو آمد ولى منصور بن ابى عامر بر هر دو پيروز گرديد . آنگاه اين دو با روميرو عليه منصور بن ابى عامر همدست شدند و در شنت منكش [ 1 ] با او رو به رو گرديدند ولى منهزم شدند و منصور شهر را ويران نمود . مردم جليقيه راميرو را ناخوش مىداشتند و او را شوم مىپنداشتند . عم او برمودو [ 2 ] پسر اردونيو بر آنان حمله آورد و جمعشان را پريشان نمود . آنگاه راميرو در سال 174 به فرمان منصور بن ابى عامر در آمد و پس از چندى بمرد . مادرش نيز نسبت به منصور اطاعت خويش آشكار نمود . جليقيان بر امارت برمودو پسر اردونيو هم رأى شدند . منصور منشور امارت سموره و عيون و آنچه به آنها پيوسته است ، از اعمال غليسيه تا درياى اخضر را به نام او صادر فرمود و با او شروطى نهاد ؛ او نيز شروط او را بپذيرفت . آنگاه برمودو از حمله‌اى كه منصور در سال 178 بر جليقيه كرده بود خشمگين شد و حيون ( ؟ ) را بگشود . منصور بن ابى عامر او را در سموره محاصره كرد . برمودو از سموره بگريخت . مردم ، شهر را تسليم منصور كردند ، منصور هم دست به قتل و تاراج گشود . از آن پس ديگر براى پادشاه جلالقه جز چند دژ در كوههايى كه ميان اندلس و درياى اخضر فاصله است چيزى باقى نمانده بود . برمودو در فرمانبردارى و عصيان بر يك حالت نبود ، از اين رو منصور نيز گاهگاه بر سر او لشكر مىبرد تا بالاخره سر به فرمان آورد [ در متن سفيد است ] [ 3 ] و او را در سال 185 به منصور تسليم كرد . منصور بر او جزيه نهاد . مسلمانان شهر سموره را در سال 189 تسخير كردند . منصور ابو الاحوص معن بن عبد العزيزى التجيبى را بر آن شهر امارت داد ، آنگاه به سوى گارسيا پسر فرناندو صاحب البه لشكر برد . او به يارى مخالفان منصور برخاسته بود . پس منصور در اشبونه ، قاعدهء غليسيه با او نبرد كرد و آنجا را بگرفت و خراب نمود . گارسيا نيز هلاك شد . پس از مرگ او پسرش سانچو به حكومت رسيد . منصور بن ابى عامر بر آنان جزيه نهاد ، و اهل جليقيه همه در طاعت او در آمدند . همه به مثابهء عاملان او بودند
هامش
[ ( 1 ) ] متن : شنت ماكس [ ( 2 ) ] متن : بزمند [ ( 3 ) ] ميان دو قلاب در متن سفيد است .