آورد ، او فرمانده سپاه بود . الببوج فرناندوى دوم فرمانرواى ليون همان كسى است كه در نبرد العقاب بر الناصر مكر كرد ، بدين گونه كه نخست اظهار نيكخواهى نمود و اموالى نيز برايش بفرستاد ، سپس غدر كرده بر او حمله آورد و او را منهزم نمود .
سپس الناصر بمرد و پسرش المستنصر به حكومت رسيد . دولت بنى عبد المؤمن روى به ضعف نهاد و الفونسو ريمونديس بر هر چه مسلمانان از معاقل اندلس تسخير كرده بودند ، دست يافت و آنها را باز پس گرفت .
الفونسو ريمونديس هم بمرد و پسرش هرانده جانشين او شد . او مردى احول بود از اين رو او را هراندهء احول لقب داده بودند و او كسى بود كه قرطبه و اشبيليه را از بنى هود بستد .
در عهد او بود كه پادشاه آراگون [ 1 ] شرق اندلس را يعنى شاطبه و دانيه و بلنسيه و سرقسطه و ديگر ثغور و قواعد شرقى را باز گرفت و مسلمانان تا ساحل دريا رانده شدند . در اين احوال ابن الاحمر پس از ابن هود پادشاهى يافت .
چون هرانده بمرد ، پسرش به جايش نشست و چون پسر بمرد ، پسرش هرانده جاى او را بگرفت . بنى مرين به اندلس رفتند تا ابن الاحمر را يارى نمايند و سلطانشان در اين ايام يعقوب بن عبد الحق بود . جماعاتى از مسيحيان آنان را در وادى لك بديدند . سردارشان ذنبه از اقماط ( قومسها كنتها ) خاندان الفونسو و زعماى ايشان بود . يعقوب بن عبد الحق آنان را در هم شكست و فتنه ميان دو جانب همچنان بر دوام بود . يعقوب پى در پى به بلادشان لشكر مىكشيد و دست به كشتار و تاراج مىزد تا عاقبت ميانشان صلح افتاد .
سانچو پسر هرانده پادشاه قشتاله به خلاف پدر برخاست . هرانده نزد يعقوب آمد و از او يارى طلبيد و دست يعقوب را ببوسيد . يعقوب او را به مال و سپاه مدد كرد ، او نيز آن تاج معروف را كه از ذخاير پيشينيانشان بود و همچنان در خاندان بنى عبد الحق نگهدارى مىشد به او سپرد .
هرانده در سال 683 بمرد و پسرش سانچو به استقلال پادشاهى كرد . او هيأتى را نزد يوسف بن يعقوب به جزيرة الخضراء فرستاد . و اين بعد از هلاكت پدرش يعقوب بود و با او پيمان صلح بست . آنگه پيمان بشكست و طريف را در تصرف آورد ، سانچو در سال 693 بمرد و پسرش هرانده به جاى او نشست . او نيز در سال 712 بمرد و پسر خردسالش پدرو [ 2 ] به جايش نشست . نخست برخى از زعماى دولت او را در كنف حمايت خود گرفتند و پس از چندى خود زمام امور خويش را به دست گرفت و به سوى سلطان ابو الحسن كه در سال 751 طريف را محاصره كرده بود ، لشكر برد . پس ، در طاعون بزرگى كه پديد آمده بود ، به هلاكت رسيد . پس از او پسرش پدر و امارت يافت ؛ خويشاوندش قمط ( قومس كنت ) برشلونه بود .
هامش
[ ( 1 ) ] متن : ارغون
[ ( 2 ) ] متن : پطره .