تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
الفونسو پسر پتروس در سال 142 پس از هجده سال پادشاهى بمرد . پس از او فرويلا [ 1 ] يازده سال با قدرت پادشاهى كرد . مقارن سلطنت او بود كه عبد الرحمان الداخل به استحكام مبانى كار خود مىپرداخت و شهر لك [ 2 ] و پرتغال و سموره و شلمنقه [ 3 ] و شقوبيه [ 4 ] و قشتاله را پس از آنكه به دست مسلمانان افتاده بود بازستد . او در سال 158 در گذشت . پس از او پسرش شيلون ده سال پادشاهى كرد و در سال 168 از دنيا برفت . به جاى او فرد ديگرى به نام الفونسو آمد . مورقاط [ 5 ] ( مورگات ) بر او بشوريد و او را بكشت و خود هفت سال به جاى او پادشاهى كرد . در اين ايام عبد الرحمان الداخل نيك نيرومند شده بود و سپاهيانش به سرزمين جليقيه تاختند و آنجا را فتح كردند و با غنايم باز گرديدند . پس از او الفونسوى ديگرى در سال 152 به پادشاهى رسيد و در سال 168 بمرد و الفونسوى ديگرى به جايش نشست آنگاه راميرو زمام امور را به دست گرفت . ابن حيان گويد : پادشاهى اين راميرو به هنگامى بود كه برادرش الفونسو رهبانيت اختيار كرده بود و اين در سال 319 در عهد الناصر بود . الناصر قصد گوشمال او را داشت ولى در سال 327 در جنگى كه آن را جنگ خندق گويند بر مسلمانان شكست افتاد . اين واقعه در خندق و نزديك شهر شنت منكش [ 6 ] اتفاق افتاد . چون در سال 139 راميرو از دنيا برفت ، برادرش سانچو به جايش نشست . او پادشاهى سبك سر و خود خواه بود ، از اين رو بنيان پادشاهىاش متزلزل گرديد و قومسهاى ( كنتها ) دولت او بر او چيره شدند و از آن پس خاندان الفونسو نتوانست در ميان جليقيان صاحب دولت - مقتدرى گردد مگر پس از دوران ملوك الطوائف - كه از آن ياد كرديم . پريشانى اوضاع اين خاندان چنان كه ابن حيان آورده به دست فرناندو گونثالث [ 7 ] پسر قومس ( كنت ) ، البه و قلاع بود . او از بزرگترين قومسها بود . اينان از جانب پادشاه بزرگ صاحب اعمال وسيع بودند . او بر سانچو بشوريد و پادشاه بشكنس او را عليه سانچو يارى نمود . سانچو در قرطبه نزد الناصر آمد و از او يارى طلبيد . الناصر در اثر اين يارى بر سموره دست يافت و مسلمانان بدان داخل شدند . آنگاه ميان سانچو و فرناندو نبرد افتاد تا در يكى از جنگها فرناندو اسير گرديد و در اسارت پادشاه بشكنس افتاد . اردونيو پسر الفونسو كه با سانچو در نبرد بود نزد المستنصر جماعتى را فرستاد و از او مدد خواست . او نيز اجابت كرد و غلام خود غالب را با ساز و برگى به يارىاش فرستاد . آنگاه سانچو پسر الفونسو در بطليوس بمرد . پس از او پسرش راميرو زمام كارها را
هامش
[ ( 1 ) ] متن : فرويله [ ( 2 ) ] متن : بك [ ( 3 ) ] متن : سلمقه [ ( 4 ) ] متن : شقرنيه . [ ( 5 ) ] متن : سمول ماط [ ( 6 ) ] متن : ماكس [ ( 7 ) ] متن : فردلند عبد شلب .