تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
جز برمود و پسر اردونيو و مننديث گونثالث [ 1 ] قومس غليسيه كه اين دو از ديگران در كار خود اختيار بيشترى داشتند . مسد دختر خود را در سال 383 نزد منصور فرستاد ؛ او نخست در حكم كنيز او بود ولى منصور او را آزاد و با او ازدواج كرد . آنگاه برمودو عصيان نمود . منصور با او نبرد كرد و تا شنت ياقوب [ 2 ] پيش راند ، آنجا موضع حج مسيحيان و مدفن يعقوب حوارى است در اقصاى غليسيه . منصور شنت ياقوب را از سكنه خالى يافت و ويرانش كرد و دروازه‌هايش را به قرطبه آورد و در آن قسمت كه بر مسجد اعظم افزوده بود ، كار گذاشت . برمود و پسر اردونيو خواستار صلح شد . از اين رو پسر خود را با معن بن عبد العزيز صاحب جليقيه نزد منصور فرستاد . او در قرطبه با منصور ديدار كرد و پيمان صلح بست و نزد پدر بازگشت . آنگاه منصور به كار ديگر قومسها پرداخت . آنها در جليقيه ميان سموره و قشتاله بودند و قاعدهء ملكشان شهر شنت بريه بود . منصور آن شهر را در سال 185 فتح كرد . برمود و پسر اردونيو پادشاه خاندان الفونسو بمرد و پسرش الفونسو به جايش نشست . ميان او و مننديث گونثالث نزاع افتاد و داورى به عبد الملك بن المنصور بردند . او نيز اصبغ - بن سلمه قاضى نصارى را به داورى معين كرد . او چنان رأى داد كه الفونسو در كفالت مننديث گونثالث باشد . پس الفونسو همچنان در كفالت او بود تا سالى كه ناگهان به قتل رسيد . پس از او الفونسو زمام كار ملك را خود به دست گرفت و قومسها را كه بر پدر و نيز نياكانش حكم مىراندند ، فرا خواند و همهء آن اختيارات را از آن خود كرد و كسانى را از سوى خود به آن نواحى كه تحت فرمانشان بود ، روانه نمود . پس همگان سر به فرمان او نهادند و در ايام او نام و آوازه‌شان بيفتاد . از آن جمله خاندان قومس و خاندان فرناندو بودند . كه پيش از اين از آنان ياد كرديم . قيام آنان در ايام راميرو از خاندان الفونسو بود . الفونسو همه را براى مقابله با عبد الملك المظفر پسر منصور گرد آورد . پادشاه بشكنس نيز ياريشان داد و در بيرون شهر قلونيه [ 3 ] ميانشان نبرد افتاد . مسيحيان شكست خوردند و دژ به صلح به دست مسلمانان افتاد . از آن پس كار منصور و پسرانش روى در تراجع نهاد و در آغاز قرن چهارم فتنهء بربرها اوج گرفت . صاحب البه موقع را مغتنم شمرده بر مسلمانان تاختن آورد . او سانچو پسر گارسيا بود . سانچو هر فرقه‌اى را كه عليه ديگرى قيام مىكرد ، يارى مىنمود و بدين گونه بر بعضى از آرزوهاى خود نائل آمد . پادشاه بشكنس او را در سال 406 به قتل رسانيد . مسيحيان بر سرزمينهايى از قشتاله و جليقيه دست يافتند . الفونسو همچنان بر جليقيه و اعمال آن حكم مىراند .
هامش
[ ( 1 ) ] مسد بن متن : عبد شلب [ ( 2 ) ] متن : ياقب [ ( 3 ) ] متن : فلونيه .